پرش به محتوای اصلی
ادیب الممالک ادیب الممالک

مقطعات

شمارهٔ ۲۹

شنیده ام که ازین خطه دیر گاهی علم

سفر گزید و سبک رخت عافیت بربست

گسست رشته پیوند خود ز مشرقیان

به باختر شد و با اهل غرب در پیوست

ز شمع چهره وی بزم غیر روشن شد

چنانکه در غم وی پشت راستان بشکست

خدا یگانا شاها ز درد بی هنری

چنان شدند بزرگان شرق تیره و پست

که کش از ایشان گفتار راست نشنودی

کجا نیوشد گفتار گوش مردم مست

سپس شدند به درگاه کردگار بزرگ

به آه و ناله مگر چاره ای کنند بدست

ز کردگار جهانبان ترا رسید الهام

که در کمان بری آن تیر کو گذشته ز شست

تو نیز ای هنری شه نکو جدا کردی

ز لاله خار وز در خاره وز شهد گبست

چو باب علم گشودی تو، بسته شد در جهل

چو باد پیش سلیمان وزید پشه بجست

دو کار کردی الحق کز این دو کار شگرف

دوباره صید سعادت فتادت اندر شست

وزین دو کار سرافراز گشت و خرم شد

سری که سود به خاک و دلی که از غم خست

نخست شرکت اسلامیان ز همت خویش

پدید کردی وز آن گشت نیستها همه هست

ز شرکت است همه کار ملک بر سامان

که قطره سیل شود چون به یکدگر پیوست

خدای یار جماعت بود ولی به خلاف

نظام سبحه پراکنده شد چو رشته گسست

سپس ز مدرسه آن گوهری که گم شده بود

بدست کردی و گستردی از کرامت دست

ز نور این گهر تابناک رایت داد

بپا ستاد و خداوند دین به تخت نشست

فضیلتی که تو بنموده ای که بنماید

کرامتی که تو کردی کسی کجا یارست

بلی ز نیروی اعجاز بگسلد نیرنگ

چنانکه بازوی فرجود بشکند فرهست

کنون دعای تو فرض است بر همه گیتی

که راستکاری و دین پرور و خدای پرست

هزار شکر که از مهر ظل سلطانی

برست تخم هنر وز هزار آفت رست

ادامه‌ی مقطعات

  1. شمارهٔ ۳۱بیگانه چو شد رئیس قومی
  2. شمارهٔ ۳۲ - شاه و وزیر و گربه دست آموزشنیده ام که شهی با وزیر خود میگفت
  3. شمارهٔ ۳۳ - در تاریخ تاسیس بیمارستان زنان و کودکان تهراندر عهد شه زمانه احمد
  4. شمارهٔ ۳۴ - در سال اول مشروطه سروده استبیچاره آدمی که گرفتار عقل شد
  5. شمارهٔ ۳۵چشم مست تو مگر یپرم بمب انداز است
  6. شمارهٔ ۳۶استاد فاضلان سخنور ذکاء ملک
  7. شمارهٔ ۳۷ - در وجه تسمیه بورانیشنیده ام که ز کشک و کدو برانی را
  8. شمارهٔ ۳۸ - در تهنیت وزارت دربار امیر بهادر جنگ ۱۳۲۲ایا امیر جوان بخت شاد زی که کنون
همه‌ی مقطعات ←

ادیب الممالک درباره‌ی ادیب الممالک

محمدصادق پسر حاجی میرزا حسین فراهانی (زادهٔ ۱۱ مرداد ۱۲۳۹ هجری شمسی در گازران از توابع شهرستان خنداب در استان مرکزی - درگذشتهٔ ۱۲۹۶ هجری شمسی) ملقب به «ادیب‌الممالک فراهانی» و «امیرالشعرا»، و متخلص به «امیری»، شاعر، ادیب و روزنامه‌نگار دورهٔ مشروطه است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.