پرش به محتوای اصلی
ادیب الممالک ادیب الممالک

مقطعات

شمارهٔ ۲۳ - قطعه

مثل زنند خری را که زیر بار گران

ز پا فتاد و از او خر خدای ناراضیست

حکایت من و دیوان داد و داد رئیس

نظیر آن شد و ایزد میان ما قاضیست

مرا تاسف ماضی بود به مستقبل

تو شاد باش که مستقبلت به از ماضیست

ادامه‌ی مقطعات

  1. شمارهٔ ۲۵ - در باب لزوم ختنه فرمایدخداوندا حدیثی با تو گویم
  2. شمارهٔ ۲۶ - در نکوهش رئیس صلح چالمیدان تهران فرمایدبصلحیه چالمیدان بود
  3. شمارهٔ ۲۷گرفتن زن و افعی بسی بود آسان
  4. شمارهٔ ۲۸یکشنبه یازدهم ربیع الاول یکهزار و سیصد و هشت بود که کارگزاران حضرت مستطاب اقدس والا روحی فداه این چاکر خانزاد را در دربار آسمان مدار بخواستند تا شعرخوانی کنم سلطان علیخان که یکی از محترمین محارم خلوت و منشیان آستان اقدس آن حضرت است حاضر بود حضرت ولیعهدی ر
  5. شمارهٔ ۲۹شنیده ام که ازین خطه دیر گاهی علم
  6. شمارهٔ ۳۰در فتح ری نمود سپهدار نامدار
  7. شمارهٔ ۳۱بیگانه چو شد رئیس قومی
  8. شمارهٔ ۳۲ - شاه و وزیر و گربه دست آموزشنیده ام که شهی با وزیر خود میگفت
همه‌ی مقطعات ←

ادیب الممالک درباره‌ی ادیب الممالک

محمدصادق پسر حاجی میرزا حسین فراهانی (زادهٔ ۱۱ مرداد ۱۲۳۹ هجری شمسی در گازران از توابع شهرستان خنداب در استان مرکزی - درگذشتهٔ ۱۲۹۶ هجری شمسی) ملقب به «ادیب‌الممالک فراهانی» و «امیرالشعرا»، و متخلص به «امیری»، شاعر، ادیب و روزنامه‌نگار دورهٔ مشروطه است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.