پرش به محتوای اصلی
ادیب الممالک ادیب الممالک

غزلیات

شمارهٔ ۵

ای نگهبانان آیین ای دلیران در حروب

ای مدیران جراید ای خطیبان در خطوب

ای حواریون احمد ای هوا خواهان حق

ای بزرگان قبایل ای رئیسان شعوب

ای علمداران امت ای نوامیس خرد

ای خداوندان فکرت ای جواسیس قلوب

قدرت ما را چرا کاهیده قلاب القدر

پرده ما را چرا دریده ستارالعیوب

آسمان در شهر ما پتیاره بارد بر زمین

آفتاب از شرق ما آورده روی اندر غروب

پای ما لنگ است و ره باریک و وادی هولناک

ابر تاریک از شمال و موج طوفان از جنوب

سیلی اخوان و دشنام پدر بینی که گشت

این تن نالان هدف بر توپهای خاره کوب

راعی ما گله ما را بدست گرگ داد

ساقی ما باده ما را به سم دارد مشوب

پاسبان ما ره دزدان بخان ما گشاد

نوش بر ما نیش شد یار طروب آمد غضوب

ای که خاک خویش را چون ریش خود دادی بیاد

بر در دشمن شدی بانوک مژگان خاکروب

خون فرزندان خود کردی بجام دشمنان

این گنه را کی ببخشد فضل غفارالذنوب

غمخورت خوارت کند بنشین و تن بر مرگ ده

بنده ات بندت نهد برخیز و سر بر سنگ کوب

ای بزرگان در پس این ابرهای تیره چیست

کس نیارد درک آن جز علم علام الغیوب

ای که داری درد دین را جفت با عشق وطن

دست از شادی بشوی و خانه ز آزادی بروب

جان فدا کن بی تحاشی کز شرف یابی نوال

سر به کف نه بی محابا تا ز حق گردی مثوب

یا غیاث المستغیثین یا اله العالمین

یا امان الخائفین ایفرد کشاف الکروب

ناله اخوان میثاق فراهان را نمای

با اثر در گوش این جمع از قشور و از لبوب

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷ - در نکوهش امجدالسلطان نامی که در عدلیه معاونت داشته فرمایدبه نخواهد گشت هرگز کار دیوان عدالت
  2. شمارهٔ ۸ - پس از فتح تهران و خلع محمد علی میرزا خطاببیا که ملت ایران حقوق خویش گرفت
  3. شمارهٔ ۹ - بحاجی حسین آقای ملک بر سبیل طیبت نگاشته استحسینا دولتی جاوید و عمری جاودان بادت
  4. شمارهٔ ۱۰نه عمر رفته دگر باره آید اندر دست
  5. شمارهٔ ۱۱لسان را سحر در طی لسانست
  6. شمارهٔ ۱۲ابوالفتح اسکندری گفته است
  7. شمارهٔ ۱۳غلام همت آنم که خاک عشق سرشت
  8. شمارهٔ ۱۴مطرب ساوجبلاغ زاغ و کلاغ است
همه‌ی غزلیات ←

ادیب الممالک درباره‌ی ادیب الممالک

محمدصادق پسر حاجی میرزا حسین فراهانی (زادهٔ ۱۱ مرداد ۱۲۳۹ هجری شمسی در گازران از توابع شهرستان خنداب در استان مرکزی - درگذشتهٔ ۱۲۹۶ هجری شمسی) ملقب به «ادیب‌الممالک فراهانی» و «امیرالشعرا»، و متخلص به «امیری»، شاعر، ادیب و روزنامه‌نگار دورهٔ مشروطه است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.