پرش به محتوای اصلی
ادیب الممالک ادیب الممالک

غزلیات

شمارهٔ ۱۱

لسان را سحر در طی لسانست

مه و خورشیدش اندر طیلسانست

عروس فضلش اندر حجله طبع

چو در فردوس خیرات حسانست

لسانا ای که کلک در فشانم

بمدحت جاودان رطب اللسانست

توئی آنکس که تیغ خامه ات را

دل سنگ پریرویان فسانست

نمی پرسی نشان از حال بیمار

که روزش چون و حالش بر چه سانست

مشو در شام تار از روز نومید

که نومیدی شعار ناکسانست

بسان کوه آهن دل قوی دار

که ایزد بنده را روزی رسانست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۳غلام همت آنم که خاک عشق سرشت
  2. شمارهٔ ۱۴مطرب ساوجبلاغ زاغ و کلاغ است
  3. شمارهٔ ۱۵تقدیم دوست کردم قرقاول محبت
  4. شمارهٔ ۱۶همی بنازد ملک و هی ببالد بخت
  5. شمارهٔ ۱۷ - خطاب به انباز خویش خانم اقدسدر دلم جز هوای اقدس نیست
  6. شمارهٔ ۱۸ - ماده تاریخ حاجی آقا محسن عراقیچو پنچ و بیست ز سال هزار و سیصد رفت
  7. شمارهٔ ۱۹چکیده لعل معروق به صفحه سمنت
  8. شمارهٔ ۲۰ - در ستایش دانش بپارسی سرهاز آندمی که پدیدار گشت هوش نخست
همه‌ی غزلیات ←

ادیب الممالک درباره‌ی ادیب الممالک

محمدصادق پسر حاجی میرزا حسین فراهانی (زادهٔ ۱۱ مرداد ۱۲۳۹ هجری شمسی در گازران از توابع شهرستان خنداب در استان مرکزی - درگذشتهٔ ۱۲۹۶ هجری شمسی) ملقب به «ادیب‌الممالک فراهانی» و «امیرالشعرا»، و متخلص به «امیری»، شاعر، ادیب و روزنامه‌نگار دورهٔ مشروطه است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.