پرش به محتوای اصلی
ادیب الممالک ادیب الممالک

غزلیات

شمارهٔ ۱۲

ابوالفتح اسکندری گفته است

کلامی بلفظ دری گفته است

مپندار کز گفته آدمی است

که این داستان را پری گفته است

ابوالفتح اسکندری این کلام

به نطق و بیان حری گفته است

چنین شعر موزون و سحر حلال

به اعجاز پیغمبری گفته است

ازین خوبتر نیز داند سخن

که این گفته را سرسری گفته است

هر آنکس که تکذیب ما را کند

فسونش مخر کز خری گفته است

اگر قورمه ترش شد سبزیش

خدا تره و جعفری گفته است

بهشت است آنجا که حق فرش آن

ز استبرق و عبقری گفته است

همانند من شعر تشبیب و مدح

کجا سعدی و انوری گفته است

وگر نوحه خوانی کنم همچو من

کجا بیدل و جوهری گفته است

مرنجان مرا از خود ای بدسگال

مگر مرحب جبیری گفته است

و یا نعمتی بوده است آن جناب

مرا دشمنم حیدری گفته است

مقامم ز خورشید والاتر است

چرا حاسدم مشتری گفته است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۴مطرب ساوجبلاغ زاغ و کلاغ است
  2. شمارهٔ ۱۵تقدیم دوست کردم قرقاول محبت
  3. شمارهٔ ۱۶همی بنازد ملک و هی ببالد بخت
  4. شمارهٔ ۱۷ - خطاب به انباز خویش خانم اقدسدر دلم جز هوای اقدس نیست
  5. شمارهٔ ۱۸ - ماده تاریخ حاجی آقا محسن عراقیچو پنچ و بیست ز سال هزار و سیصد رفت
  6. شمارهٔ ۱۹چکیده لعل معروق به صفحه سمنت
  7. شمارهٔ ۲۰ - در ستایش دانش بپارسی سرهاز آندمی که پدیدار گشت هوش نخست
  8. شمارهٔ ۲۱ - مختوم بنام شاه ولایت ای بر فلک افراشته خرگاه ولایت
همه‌ی غزلیات ←

ادیب الممالک درباره‌ی ادیب الممالک

محمدصادق پسر حاجی میرزا حسین فراهانی (زادهٔ ۱۱ مرداد ۱۲۳۹ هجری شمسی در گازران از توابع شهرستان خنداب در استان مرکزی - درگذشتهٔ ۱۲۹۶ هجری شمسی) ملقب به «ادیب‌الممالک فراهانی» و «امیرالشعرا»، و متخلص به «امیری»، شاعر، ادیب و روزنامه‌نگار دورهٔ مشروطه است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.