پرش به محتوای اصلی
ادیب الممالک ادیب الممالک

غزلیات

شمارهٔ ۴

تقدیم دوست کردم تصویر خویشتن را

تا جای من ببوسد آن روی چون سمن را

ای عکس چهره من چو میرسی به کویش

در پای او افشان یکباره جان و تن را

زان طره معنبر کان ماه ار بچنبر

بستان بجای شکر بوسی از آن دهن را

گر آن پری شمایل باشد بمهر مایل

در گردنش حمایل کن دست خویشتن را

پنهان ز لعل نوشش وز چشم عیب پوشش

آهسته زیر گوشش بر گو تو این سخن را

کایم شبی بکویت گیرم کمند مویت

روشن کنم زرویت خرگاه و انجمن را

هان ای امیر بانو عشقت کشد ز هر سو

از آن کمند گیسو بر گردنم رسن را

ماهی نهاده بر سر از مشک ناب افسر

سروی نموده در بر از لاله پیرهن را

مهرت بجان سپردم در عشق پافشردم

زین عیش تازه بردم از دل غم کهن را

این راز از حبیب است وین درد باطبیب است

فریاد عندلیب است کاشفته این چمن را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶شنیدم کودکی گفتا به همشاگرد خود یارب
  2. شمارهٔ ۷ - در نکوهش امجدالسلطان نامی که در عدلیه معاونت داشته فرمایدبه نخواهد گشت هرگز کار دیوان عدالت
  3. شمارهٔ ۸ - پس از فتح تهران و خلع محمد علی میرزا خطاببیا که ملت ایران حقوق خویش گرفت
  4. شمارهٔ ۹ - بحاجی حسین آقای ملک بر سبیل طیبت نگاشته استحسینا دولتی جاوید و عمری جاودان بادت
  5. شمارهٔ ۱۰نه عمر رفته دگر باره آید اندر دست
  6. شمارهٔ ۱۱لسان را سحر در طی لسانست
  7. شمارهٔ ۱۲ابوالفتح اسکندری گفته است
  8. شمارهٔ ۱۳غلام همت آنم که خاک عشق سرشت
همه‌ی غزلیات ←

ادیب الممالک درباره‌ی ادیب الممالک

محمدصادق پسر حاجی میرزا حسین فراهانی (زادهٔ ۱۱ مرداد ۱۲۳۹ هجری شمسی در گازران از توابع شهرستان خنداب در استان مرکزی - درگذشتهٔ ۱۲۹۶ هجری شمسی) ملقب به «ادیب‌الممالک فراهانی» و «امیرالشعرا»، و متخلص به «امیری»، شاعر، ادیب و روزنامه‌نگار دورهٔ مشروطه است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.