پرش به محتوای اصلی
ادیب الممالک ادیب الممالک

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۷

ای دل چو ز تن کاهی و در جان بفزائی

در جلوه ز صاحبنظران هوش ربائی

وربسته زنجیر سر زلف بتانی

سخت است ز زنجیر غمت روی رهائی

تا چند گرفتاری در چاه زنخدان

جهدی کن کز چاه طبیعت بدر آئی

انجام کمال است چو وارسته زمالی

پاداش هوان است چو در قید هوائی

گر قدر رخ خویش هر آئینه بدانی

این روی چو آئینه به هر کس ننمائی

تو مخزن یاقوتی و تو معدن گوهر

انصاف نباشد که کنی کاه ربائی

تو صورت رحمانی در کسوت انسان

بردار نقاب خودی از روی جدائی

آنرا که نگنجد بجهان در دل تو جاست

تا چند پیچیده در این تنگ قبائی

می نوش و قدح گیر که در خلوت انسی

بنشین و سخنگوی که همصحبت مائی

اندر خفقان است دل بلبله باید

امروز بیائی و رگ از وی بگشائی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۹ای ملک از همتت شد سبز چون بستان گیتی
  2. شمارهٔ ۱۲۰مخور جانا فریب از گنج گیتی
  3. شمارهٔ ۱۲۱حاج باقر جان بقر بودی چرا بیقور گشتی
  4. شمارهٔ ۱۲۲گویند در دهی رفت بزغاله ای ببامی
  5. شمارهٔ ۱۲۳ - مکالمه تخت و تاج بمناسبت وقعه هفتم محرم ۱۳۳۳تخت با تاج همی گفت که ای افسر کی
  6. شمارهٔ ۱۲۴دیدم میان کوچه پیر لبو فروشی
  7. شمارهٔ ۱۲۵چو سیف الدوله از سلسال باقی
  8. شمارهٔ ۱۲۶ - تاریخ رحلت شمس المعالیفغان کن ماتم شمس المعالی
همه‌ی غزلیات ←

ادیب الممالک درباره‌ی ادیب الممالک

محمدصادق پسر حاجی میرزا حسین فراهانی (زادهٔ ۱۱ مرداد ۱۲۳۹ هجری شمسی در گازران از توابع شهرستان خنداب در استان مرکزی - درگذشتهٔ ۱۲۹۶ هجری شمسی) ملقب به «ادیب‌الممالک فراهانی» و «امیرالشعرا»، و متخلص به «امیری»، شاعر، ادیب و روزنامه‌نگار دورهٔ مشروطه است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.