پرش به محتوای اصلی
ادیب الممالک ادیب الممالک

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۴

دیدم میان کوچه پیر لبو فروشی

بار لبو نهاده پشت دراز گوشی

می گفت گرم و داغ است شیرین لبوی قندی

وافکند از این ترانه اندر جهان خروشی

طفلان پی چغندر باجهد و سرعت اندر

چون صوفئی قلندر دنبال دیگجوشی

ناگه درشکه خان از آن طرف گذر کرد

خان اندر او نشسته باکر و فرو جوشی

چرخ درشکه خر را غلطاند و بر زمین زد

تا زانوان فرو شد دستش بلانه موشی

پالان خر ز دوشش وارونه شد تو گفتی

دستار باده نوشی است در بزم می فروشی

پیر ستمگر آمد بگرفت گوش و دمش

هنی نمود و هوئی هشی کشید و هوشی

چندان زدش که او را بر جا نماند دیگر

نه شانه ای و پشتی نه گردنی و نه دوشی

ز آنجا که جز تحمل کاری نمی تواند

با جابری ذلیلی با ناطقی خموشی

مسکین الاغ می گفت ای پیر بیمروت

دانستی ار ترا بود فرهنگ و عقل و هوشی

جرم من اینکه هستم فرمان برو مطیعت

ایکاش جای من بود یک استر چموشی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۶ - تاریخ رحلت شمس المعالیفغان کن ماتم شمس المعالی
  2. شمارهٔ ۱۲۷سراج الهدی حاج ملاعلی
  3. شمارهٔ ۱۲۸ - تاریخ و مرثیه شیخ نظر علیتاریک شد جهان ز ملال نظر علی
  4. شمارهٔ ۱۲۹چون پدرم باغ خلد داد به خشتی
  5. شمارهٔ ۱۳۰ - ماده تاریخ تجدید یکی از بناهای شهر قمای فلک لاجورد گر بزمین بنگری
  6. شمارهٔ ۱۳۱ - ماده تاریخ دیگرزهی کاخ سرفراز که چرخ معلقی
  7. شمارهٔ ۱۳۲باشد دوشنبه موعد دیدار آن پری
  8. شمارهٔ ۱۳۳اگر یک تن به گیتی درد یاران را طبیبستی
همه‌ی غزلیات ←

ادیب الممالک درباره‌ی ادیب الممالک

محمدصادق پسر حاجی میرزا حسین فراهانی (زادهٔ ۱۱ مرداد ۱۲۳۹ هجری شمسی در گازران از توابع شهرستان خنداب در استان مرکزی - درگذشتهٔ ۱۲۹۶ هجری شمسی) ملقب به «ادیب‌الممالک فراهانی» و «امیرالشعرا»، و متخلص به «امیری»، شاعر، ادیب و روزنامه‌نگار دورهٔ مشروطه است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.