پرش به محتوای اصلی
ادیب الممالک ادیب الممالک

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۹

چون پدرم باغ خلد داد به خشتی

ما به بهشتی فروختیم بهشتی

خاک وطن را بظلم و جور سرشتیم

زانکه در او نیست مرد پاک سرشتی

ما به بهشتی شدیم ،  مسلم و ترسا

بهر بهشتی به کعبه ای و کنشتی

حاصل تحصیل علم و دانش ما شد

یاری و جام شرابی و لب کشتی

وز نفس ما خدا بمردم ایران

طالع شومی بداد و طلعت زشتی

بیضه اسلام را بسنگ بکوبیم

گر رسد از روس تخم نیم برشتی

سنگ ملامت بما اثر نکند هیچ

بحر نفرساید از تحمل خشتی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۳۱ - ماده تاریخ دیگرزهی کاخ سرفراز که چرخ معلقی
  2. شمارهٔ ۱۳۲باشد دوشنبه موعد دیدار آن پری
  3. شمارهٔ ۱۳۳اگر یک تن به گیتی درد یاران را طبیبستی
  4. شمارهٔ ۱۳۴ - تاریخ و مرثیه شیخ نظر علیتاریک شد جهان ز ملال نظرعلی
  5. شمارهٔ ۱۳۵ماه من بر برگ سوری ازغوان ساید همی
  6. شمارهٔ ۱۳۶ - سیم شعبان ۱۳۱۷ در تبریز منظوم داشته استای ملک از همتت سرسبز شد بستان گیتی
  7. شمارهٔ ۱۳۷دوش آن بت سیمین لب آمد به بالینم همی
  8. شمارهٔ ۱۳۸ای سوده برتر از عرش دیهیم سرفرازی
همه‌ی غزلیات ←

ادیب الممالک درباره‌ی ادیب الممالک

محمدصادق پسر حاجی میرزا حسین فراهانی (زادهٔ ۱۱ مرداد ۱۲۳۹ هجری شمسی در گازران از توابع شهرستان خنداب در استان مرکزی - درگذشتهٔ ۱۲۹۶ هجری شمسی) ملقب به «ادیب‌الممالک فراهانی» و «امیرالشعرا»، و متخلص به «امیری»، شاعر، ادیب و روزنامه‌نگار دورهٔ مشروطه است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.