پرش به محتوای اصلی
ادیب الممالک ادیب الممالک

غزلیات

شمارهٔ ۱۳۷

دوش آن بت سیمین لب آمد به بالینم همی

برداز نگاهی بوالعجب جان و دل و دینم همی

بدرالدجی شمس الحقی در کار دادم رونقی

زان پس که بودم بیدقی بنمود فرزینم همی

چون برگ گل رخساره اش در دشت زرین باره اش

روشن شد از نظاره اش چشم جهان بینم همی

چون دید از جور و ستم افتاده ام در بحر غم

بخشید آن زیبا صنم بر جان مسکینم همی

گفتا غمم فرموش کن گفتارم اندر گوش کن

برخیز و جامی نوش کن از لعل شیرینم همی

نشناختم آن ماه را شمع و چراغ راه را

نادید چشمم شاه را از اشک خونینم همی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۳۹ - خطاب به شیخ نظرعلیگر نظر علی بمن درفکند نظاره ای
همه‌ی غزلیات ←

ادیب الممالک درباره‌ی ادیب الممالک

محمدصادق پسر حاجی میرزا حسین فراهانی (زادهٔ ۱۱ مرداد ۱۲۳۹ هجری شمسی در گازران از توابع شهرستان خنداب در استان مرکزی - درگذشتهٔ ۱۲۹۶ هجری شمسی) ملقب به «ادیب‌الممالک فراهانی» و «امیرالشعرا»، و متخلص به «امیری»، شاعر، ادیب و روزنامه‌نگار دورهٔ مشروطه است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.