پرش به محتوای اصلی
ادیب الممالک ادیب الممالک

غزلیات

شمارهٔ ۱۳۴ - تاریخ و مرثیه شیخ نظر علی

تاریک شد جهان ز ملال نظرعلی

دریا کریست خون ز خیال نظرعلی

ابر آورد قطیفه زنهار در کنار

گوید منم مصدق حال نظر علی

مرغ آورد بدیعه شوریده آشکار

کز من شنو جواب و سئوال نظرعلی

کوه از کنار خویش یم خرده ساز کرد

در شستن حرام و حالا نظرعلی

کمتر کسی به زاویه دیدم سپرده جان

محروم از عطا و نوال نظرعلی

وارسته گشت دامن قدرش ز ماسوی

کو شاخ بود و میوه ظلال نظرعلی

بنگر که شاهدان به کجا قائمند از آنک

کوته شود سخن به کمال نظرعلی

دلدارم از وثاق چو آمد به مهر خوان

بنشست گوشه ای به خیال نظرعلی

تاگه جمال فرخ وی را بدید باز

پیدا از او صفات و خصال نظرعلی

گفتا حقیقتی بود از سال مرگ او

گفتم کدام گفت جمال نظرعلی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۳۶ - سیم شعبان ۱۳۱۷ در تبریز منظوم داشته استای ملک از همتت سرسبز شد بستان گیتی
  2. شمارهٔ ۱۳۷دوش آن بت سیمین لب آمد به بالینم همی
  3. شمارهٔ ۱۳۸ای سوده برتر از عرش دیهیم سرفرازی
  4. شمارهٔ ۱۳۹ - خطاب به شیخ نظرعلیگر نظر علی بمن درفکند نظاره ای
همه‌ی غزلیات ←

ادیب الممالک درباره‌ی ادیب الممالک

محمدصادق پسر حاجی میرزا حسین فراهانی (زادهٔ ۱۱ مرداد ۱۲۳۹ هجری شمسی در گازران از توابع شهرستان خنداب در استان مرکزی - درگذشتهٔ ۱۲۹۶ هجری شمسی) ملقب به «ادیب‌الممالک فراهانی» و «امیرالشعرا»، و متخلص به «امیری»، شاعر، ادیب و روزنامه‌نگار دورهٔ مشروطه است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.