پرش به محتوای اصلی
ابوالحسن فراهانی ابوالحسن فراهانی

قصاید

شمارهٔ ۱۸

ای مکان پاسبانانت فراز آسمان

زآسمان تا آستانت از زمین تا آسمان

گر نبودی زهر چشمت فتنه گستردی بساط

ور نبودی نوش خندت امن برچیدی دکان

آسمان خواهد که ره یابد به بام قدر تو

زان سبب بر دوش دارد نردبان از کهکشان

هست بر جاگر جوانی گیرد از سر روزگار

اندرین دوران که هم خانست و هم بختش جوان

چند روزی جای ده بر آستان خود مرا

زآن که کوتاه ست دست آسمان زین آستان

ادامه‌ی قصاید

  1. شمارهٔ ۲۰از بس که گریه کردم و از بس کشیدم آه
  2. شمارهٔ ۲۱باز این منم گذاشته در کوی یار پای
  3. شمارهٔ ۲۲زبس که یافت دلم لذت گرفتاری
  4. شمارهٔ ۲۳زهی نگاه تو سرگرم مردم‌آزاری
  5. شمارهٔ ۲۴دامنم دریای خون زین چشم خون پالاستی
  6. شمارهٔ ۲۵من آن چه می کشم از جور چرخ مینایی
همه‌ی قصاید ←

ابوالحسن فراهانی درباره‌ی ابوالحسن فراهانی

ابوالحسن فراهانی حسینی متوفای ۱۰۴۰ قمری از شاعران سدهٔ یازدهم و صاحب رسالهٔ «شرح مشکلات دیوان انوری» است. وی از سادات حسینی فراهان و از شعرای سدهٔ یازدهم هجری است که پس از تحصیل دانشهای متداول در زادگاه خود به سبب تنگدستی و برای کسب کمال به اصفهان رفت و دو سال در نصرآباد مسکن گزید. سپس به شیراز رفته و در سلک ملازمان...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.