پرش به محتوای اصلی
ابوالحسن فراهانی ابوالحسن فراهانی

قصاید

شمارهٔ ۱۹

باد نوروز آمد و آورد بوی یاسمین

بهر رقص آمد برون دست چنار از آستین

نرگس مخمور در صحن چمن زین خرمی

کوفت چندان تا که تا زانو فروشد در زمین

سوسن آزاده را گل دوش می گفت آفتاب

در بدن خونش به جوش آمد زبس کاشفت ازین

در دل آب از خیال روی گل پیدا نشد

خویشتن را از چه رو بر خاک می مالد جبین

با چمن زد لاف از عکس ریاحین هر سحر

زین سبب در آب می بندند فردوس برین

سرخ شد گل با بنفشه در عتاب آمد مگر

گرچه می پوشد لباس تیره در فصل چنین

نه غلط گفتم که حجاب سرای شاه دین

راه در مجلس ندانددش جمل گردید ازین

ادامه‌ی قصاید

  1. شمارهٔ ۲۱باز این منم گذاشته در کوی یار پای
  2. شمارهٔ ۲۲زبس که یافت دلم لذت گرفتاری
  3. شمارهٔ ۲۳زهی نگاه تو سرگرم مردم‌آزاری
  4. شمارهٔ ۲۴دامنم دریای خون زین چشم خون پالاستی
  5. شمارهٔ ۲۵من آن چه می کشم از جور چرخ مینایی
همه‌ی قصاید ←

ابوالحسن فراهانی درباره‌ی ابوالحسن فراهانی

ابوالحسن فراهانی حسینی متوفای ۱۰۴۰ قمری از شاعران سدهٔ یازدهم و صاحب رسالهٔ «شرح مشکلات دیوان انوری» است. وی از سادات حسینی فراهان و از شعرای سدهٔ یازدهم هجری است که پس از تحصیل دانشهای متداول در زادگاه خود به سبب تنگدستی و برای کسب کمال به اصفهان رفت و دو سال در نصرآباد مسکن گزید. سپس به شیراز رفته و در سلک ملازمان...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.