پرش به محتوای اصلی
خواجه عبدالله انصاری خواجه عبدالله انصاری

مخاطبات

مخاطبهٔ اول - در تقریب و ترغیب بارتکاب سعادات اخروی و تبعد و اجتناب از مطالب دنیوی

ای عزیز بدانکه سرمایه نجات رحمت است و بهترین درجات آخرتست

دنیا جای غرور است و شهرستان شرور زخم نیشش بی مرهم است طلاق داده ابراهیم ادهم است خانه محبت و بیدادیست رانده جنید بغدادیست جرعه جانسوز تلخی است پازده شقیق بلخی است گریخته غفلت و بدنامی است ملعون نظر بایزید بسطامی است خود پرستان دون همت را دیر است

مردود سلطان ابوسعید ابوالخیر است سررشته مکر و فساد جبلی است سرزنش یافته شیخ حقانی شبلی است

دلاله کوچه های مغروریست

مکروه شمرده شیخ ابوالحسن نوری است مطلوب تاثیرات چرخیست پشت پازده معروف کرخی است گرمی بازار متاع بی رواجست در خجالت مانده خون منصور حلاجست اسباب شقاوت را قانون است قفا خورده عارف حق ذوالنون است

ناقبول طبایع اهل قبولست سرگشته نفرینهای بهلول است بگذاشته اتقیاء است برداشته اشقیاء است

هر که طالب او ذلیل و زبان عذرا وکیل و اهل عبرت را اینست دلیل که (قل متاع الدنیا قلیل)

بر درگه او ز گنج و گوهر مطلب

از دوست بغیر دوست دیگر مطلب

بر دولت دنیوی بقانیست ترا

جز دولت اخروی از این در مطلب

ادامه‌ی مخاطبات

  1. مخاطبهٔ سوم - در ذکر مراتب درویشی و عاقبت اندیشی و بیاد حقیقت بیخودی و اختیار بی خویشیای عزیز مایه دولت ابدی آخرت اندیشی است و سلطنت اصل در سلوک درویشی است، توانگر به نعمت دنیا نازد و درویش با (نحن قسمنا) سازد
  2. مخاطبهٔ چهارم - در ذکر مراتب نیکوئی وصفت دلنوازی و بیان منزلت دل و بوسیله او جستن چاره سازیای عزیز نیکوئی نمودن بدلها ره یافتن است و دل نوازی کردن به خشنودی شتافتن است
  3. مخاطبهٔ پنجم - در بیان فضیلت عشق و درجه عاشق صادق و معشوق حقیقیهر کس داند که حقیقت چیست داند که عشق کدام است و عاشق کیست
  4. مخاطبهٔ ششم - در بیان توحید حق و کیفیت محب محقق و اخلاص مطلق و صدق موثقای عزیز توحید نه همین است که کسی او را یگانه داند توحید آنست که او را یگانه باشد
  5. مخاطبهٔ هفتم - در ذکر سلوک و آداب عارف و بیان وظایف ارباب معارفای عزیز هر که دانست که خالق در حق خلق تقصیر نکرد از بد پاک شد و هر که دانست که قسام قسمت روزی بدنکرد از حسد پاک شد طومار قسمت بیک خط است و گفتار آدمی سقط است
  6. مخاطبهٔ هشتم - در مراتب دین و اسلام و ایمان و صفت پرهیزگاری و شریعت و فضیلت آنای عزیز طالبان حق چون قصد عبادت کنند و روی توجه به قبله طاعت آرند اول به آب توبه دست از طمع دنیا بشویند و به تجرعات استغفار از شک و شرک مضمضه جویند و بروایح نفحات صدق استنشاق نمایند و به شراب طهور اخلاص وضو سازند و به فکر او قیام و قعود دارند و بذکر او رک
  7. مخاطبهٔ نهم - در ذکر کیفیت و روش اهل طریقت و مراتب حقیقت و رجحان شریعت بر حقیقتای عزیز باید دانست که اهل الله را دو نوع طریقتست یکی طریقه شریعت و یکی طریقه حقیقت است اما همت بر تحصیل هر دو باید گماشت و شریعت را مقدم بر حقیقت باید داشت چه مرتبه شریعت از مرتبه حقیقت زیاده است ازاین جهت که خدایتعالی بنای حقیقت را بر شریعت نهاده شریعت م
  8. مخاطبهٔ دهم - در ذکر طاعت و معرفت ربانی و بصبر و شکیبائی اقتباس عنایت یزدانیای عزیز خوش راهیست آنچه از ماه تابماهی است و دانه او معرفت الهی است لاجرم بر همه واجبست که با ستسعاد غیرت نفس خود را ارشاد کند و باستمداد جرأت همت استعداد کند و تخم معرفت و عبادت حق بر زمین دل پا شد و از اهتمام اولمحه ئی خالی نباشد و به نیت خشنودی حقتعالی
همه‌ی مخاطبات ←

خواجه عبدالله انصاری درباره‌ی خواجه عبدالله انصاری

ابواسماعیل عبدالله بن ابی‌منصور محمد (زادهٔ شنبه ۲ شعبان ۳۹۶ ه‍. ق / نوزدهم اردیبهشت ۳۸۵ ه‍.ش / دهم ماه می ۱۰۰۶ م. در شهر هرات؛ درگذشتهٔ پنجشنبه ۲۲ ذی الحجه ۴۸۱ ه‍. ق / بیست و چهارم اسفند ۴۶۷ ه‍.ش / چهاردهم مارس ۱۰۸۹ م) معروف به «پیر هرات»، «پیر انصار»، «خواجه عبدالله انصاری» و «انصاری هروی»، دانشمند و عارف صوفی مسلک ا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.