پرش به محتوای اصلی
خواجه عبدالله انصاری خواجه عبدالله انصاری

مخاطبات

مخاطبهٔ پنجم - در بیان فضیلت عشق و درجه عاشق صادق و معشوق حقیقی

هر کس داند که حقیقت چیست داند که عشق کدام است و عاشق کیست

در این ره مرد باید بود و با دل پردرد باید بود هر کرا رنج بیشتر تمتع او بیشتر

عاشق باید بیباک باشد هر چند او را بیم هلاک باشد

عشق نه نام دارد و نه ننگ نه صلح دارد و نه جنگ،عشق علتی است بر دوام حیات عشق دردیست که او را دوانیست

کار عاشق هرگز بمدعا نیست مدعای عشق بی بلا نبود و چون بلائی رسد او را دوا نبود، عاشق هم آتش است و هم آب و هم ظلمتست و هم آفتاب

بیصبری در عشق عذاب جاودانی است و بی اخلاصی در طاعت وبال زندگانیست

عشق مایه آسودگیست هر چند پایه تن فرسودگیست هر که عاشق نیست ستور است روز را چکند آنکه شبکور است، دل عاشق همیشه بیدار است و دیده او گهربار است محبت او با محنت پیوسته قرین است عاشق را صد بلا در پیش و هزار در کمین است

در این راه گریه یعقوب باید یا ناله مجنون یا دل پردرد باید یا دامن پر خون، اینجا تن ضعیف و دل خسته میخرند، کس عاشقی به قوت بازو نمی کند

پس هر که عزیمت عاشقی دارد گو دل از جان بردار و هر که قصد حرم دارد گو در بادیه پا بگذار که عاشق کشی نوازش ایندرگاه است و لا ابالی صفت این پادشاه است

عاشقی را دلی باید بی غش و جانی صبور و جفاکش و سینه از شوق پر آتش در این میدان هر کس اسب نتواند تاخت و بر این بساط هر کس نرد نتواند باخت

دل عاشق خانه شیر است کسی در آید در او که از جان سیر است از ماجرای درد عشق حکایت خطاست و از محنت محبت اظهار شکایت نارواست بر هر که پرتوی از عشق تافت سعادت دنیا و آخرت دریافت

مقصود دل و مراد جانی عشق است

سرمایه عمر و زندگانی عشق است

آن عشق بود کز بقا یافت خضر

یعنی که حیات جاودانی عشق است

ادامه‌ی مخاطبات

  1. مخاطبهٔ هفتم - در ذکر سلوک و آداب عارف و بیان وظایف ارباب معارفای عزیز هر که دانست که خالق در حق خلق تقصیر نکرد از بد پاک شد و هر که دانست که قسام قسمت روزی بدنکرد از حسد پاک شد طومار قسمت بیک خط است و گفتار آدمی سقط است
  2. مخاطبهٔ هشتم - در مراتب دین و اسلام و ایمان و صفت پرهیزگاری و شریعت و فضیلت آنای عزیز طالبان حق چون قصد عبادت کنند و روی توجه به قبله طاعت آرند اول به آب توبه دست از طمع دنیا بشویند و به تجرعات استغفار از شک و شرک مضمضه جویند و بروایح نفحات صدق استنشاق نمایند و به شراب طهور اخلاص وضو سازند و به فکر او قیام و قعود دارند و بذکر او رک
  3. مخاطبهٔ نهم - در ذکر کیفیت و روش اهل طریقت و مراتب حقیقت و رجحان شریعت بر حقیقتای عزیز باید دانست که اهل الله را دو نوع طریقتست یکی طریقه شریعت و یکی طریقه حقیقت است اما همت بر تحصیل هر دو باید گماشت و شریعت را مقدم بر حقیقت باید داشت چه مرتبه شریعت از مرتبه حقیقت زیاده است ازاین جهت که خدایتعالی بنای حقیقت را بر شریعت نهاده شریعت م
  4. مخاطبهٔ دهم - در ذکر طاعت و معرفت ربانی و بصبر و شکیبائی اقتباس عنایت یزدانیای عزیز خوش راهیست آنچه از ماه تابماهی است و دانه او معرفت الهی است لاجرم بر همه واجبست که با ستسعاد غیرت نفس خود را ارشاد کند و باستمداد جرأت همت استعداد کند و تخم معرفت و عبادت حق بر زمین دل پا شد و از اهتمام اولمحه ئی خالی نباشد و به نیت خشنودی حقتعالی
  5. مخاطبهٔ یازدهم - در توصیف ذمیمه دنیا و طریقه غیر مستقیمه آن بی بقا و ترک لذات آن علی العمیاو بیزاری از او و مافیهاای عزیز از حال دنیا چه تحقیق می نمائی و از مال این بی بقا چه سؤال می نمائی چه توان گشود زبان را در حق آن چیزی که او را به محنت وآلام بدست آرند و به مشقت تمام نگهدارند و بحسرت و ناکام بگذارند
  6. مخاطبهٔ دوازدهم - در هدایت به کار آخرت و دلالت براه دین و اشاره باقامت امر قیامت علی الیقینای عزیز نیت بخیر باید کرد و قطع تعلق از غیر که وقت تنگست و شتاب عمر بیدرنگ
همه‌ی مخاطبات ←

خواجه عبدالله انصاری درباره‌ی خواجه عبدالله انصاری

ابواسماعیل عبدالله بن ابی‌منصور محمد (زادهٔ شنبه ۲ شعبان ۳۹۶ ه‍. ق / نوزدهم اردیبهشت ۳۸۵ ه‍.ش / دهم ماه می ۱۰۰۶ م. در شهر هرات؛ درگذشتهٔ پنجشنبه ۲۲ ذی الحجه ۴۸۱ ه‍. ق / بیست و چهارم اسفند ۴۶۷ ه‍.ش / چهاردهم مارس ۱۰۸۹ م) معروف به «پیر هرات»، «پیر انصار»، «خواجه عبدالله انصاری» و «انصاری هروی»، دانشمند و عارف صوفی مسلک ا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.