پرش به محتوای اصلی
خواجه عبدالله انصاری خواجه عبدالله انصاری

مخاطبات

مخاطبهٔ سوم - در ذکر مراتب درویشی و عاقبت اندیشی و بیاد حقیقت بیخودی و اختیار بی خویشی

ای عزیز مایه دولت ابدی آخرت اندیشی است و سلطنت اصل در سلوک درویشی است، توانگر به نعمت دنیا نازد و درویش با (نحن قسمنا) سازد

دانی که سالک راه طریقت کیست آنکس که داند درویشی چیست درویشی خاگلی است بیخته و آبی بر او آمیخته نه کف پا را از آن دردی و نه پشت پا را از آن گردی

درویشی چیست؟ ظاهری بیرنگ و باطنی بی نیرنگ درویش نه نام دارد نه ننگ، نه صلح دارد نه جنگ دنیا را بر خلق پاشد و درون کس نخراشد و زنده جاوید باشد

درویش آب در چاه دارد و نان در غیب نه تمنا در سر دارد و نه آرزو در جیب این منزلت نه به پوشش خرقه و کلاه است این سعادت بکوشش دل آگاه است

تا کسی از غرور و جهل دنیوی روی برنتابد در سلک اهل علم و درویشی در نیاید و فضیلت علم بسیار است و مقامات درویشی بیشمار علم از صفات ملک علامست و مرتبه درویشی بیعلم ناتمامست

ملک و مال و نسب در همه جا همراهی نکند الا علم و درویشی که نه کسی آنرا تواند نیست کردن هم مصاحب جانی است و هم سرمایه زندگانی، او با تست در همه جا خواه در دنیا و خواه در عقبی اگر حوران بهشتی بعارف دست یازند طهارت معرفت او شکسته نگردد و اگر درویش از الله غیرالله خواهد در اجابت او بسته گردد

در این کار از خود گذشتن و با دوست پیوستن مردانگی است و در این بازار اختیار نیست کردن و فانی شدن فرزانگی است، خوش عالمی است نیستی هرجا باشی کس نگوید کیستی؟

اگر بر روی آب روی خسی باشی و اگر بهواپری مگسی باشی دل بدست آر تا کسی باشی

خواهی که سخن ز جان آگه شنوی

اسرار نهانی شهنشه شنوی

گم گرد ز خویش تا که از هستی خویش

بی خود همگی انی اناالله شنوی

ادامه‌ی مخاطبات

  1. مخاطبهٔ پنجم - در بیان فضیلت عشق و درجه عاشق صادق و معشوق حقیقیهر کس داند که حقیقت چیست داند که عشق کدام است و عاشق کیست
  2. مخاطبهٔ ششم - در بیان توحید حق و کیفیت محب محقق و اخلاص مطلق و صدق موثقای عزیز توحید نه همین است که کسی او را یگانه داند توحید آنست که او را یگانه باشد
  3. مخاطبهٔ هفتم - در ذکر سلوک و آداب عارف و بیان وظایف ارباب معارفای عزیز هر که دانست که خالق در حق خلق تقصیر نکرد از بد پاک شد و هر که دانست که قسام قسمت روزی بدنکرد از حسد پاک شد طومار قسمت بیک خط است و گفتار آدمی سقط است
  4. مخاطبهٔ هشتم - در مراتب دین و اسلام و ایمان و صفت پرهیزگاری و شریعت و فضیلت آنای عزیز طالبان حق چون قصد عبادت کنند و روی توجه به قبله طاعت آرند اول به آب توبه دست از طمع دنیا بشویند و به تجرعات استغفار از شک و شرک مضمضه جویند و بروایح نفحات صدق استنشاق نمایند و به شراب طهور اخلاص وضو سازند و به فکر او قیام و قعود دارند و بذکر او رک
  5. مخاطبهٔ نهم - در ذکر کیفیت و روش اهل طریقت و مراتب حقیقت و رجحان شریعت بر حقیقتای عزیز باید دانست که اهل الله را دو نوع طریقتست یکی طریقه شریعت و یکی طریقه حقیقت است اما همت بر تحصیل هر دو باید گماشت و شریعت را مقدم بر حقیقت باید داشت چه مرتبه شریعت از مرتبه حقیقت زیاده است ازاین جهت که خدایتعالی بنای حقیقت را بر شریعت نهاده شریعت م
  6. مخاطبهٔ دهم - در ذکر طاعت و معرفت ربانی و بصبر و شکیبائی اقتباس عنایت یزدانیای عزیز خوش راهیست آنچه از ماه تابماهی است و دانه او معرفت الهی است لاجرم بر همه واجبست که با ستسعاد غیرت نفس خود را ارشاد کند و باستمداد جرأت همت استعداد کند و تخم معرفت و عبادت حق بر زمین دل پا شد و از اهتمام اولمحه ئی خالی نباشد و به نیت خشنودی حقتعالی
  7. مخاطبهٔ یازدهم - در توصیف ذمیمه دنیا و طریقه غیر مستقیمه آن بی بقا و ترک لذات آن علی العمیاو بیزاری از او و مافیهاای عزیز از حال دنیا چه تحقیق می نمائی و از مال این بی بقا چه سؤال می نمائی چه توان گشود زبان را در حق آن چیزی که او را به محنت وآلام بدست آرند و به مشقت تمام نگهدارند و بحسرت و ناکام بگذارند
  8. مخاطبهٔ دوازدهم - در هدایت به کار آخرت و دلالت براه دین و اشاره باقامت امر قیامت علی الیقینای عزیز نیت بخیر باید کرد و قطع تعلق از غیر که وقت تنگست و شتاب عمر بیدرنگ
همه‌ی مخاطبات ←

خواجه عبدالله انصاری درباره‌ی خواجه عبدالله انصاری

ابواسماعیل عبدالله بن ابی‌منصور محمد (زادهٔ شنبه ۲ شعبان ۳۹۶ ه‍. ق / نوزدهم اردیبهشت ۳۸۵ ه‍.ش / دهم ماه می ۱۰۰۶ م. در شهر هرات؛ درگذشتهٔ پنجشنبه ۲۲ ذی الحجه ۴۸۱ ه‍. ق / بیست و چهارم اسفند ۴۶۷ ه‍.ش / چهاردهم مارس ۱۰۸۹ م) معروف به «پیر هرات»، «پیر انصار»، «خواجه عبدالله انصاری» و «انصاری هروی»، دانشمند و عارف صوفی مسلک ا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.