پرش به محتوای اصلی
یغمای جندقی یغمای جندقی

مراثی و نوحه‌ها

شمارهٔ ۴

کمر بستی به خون ای پیر گردون نوجوانی را

بخواری بر زمین افکندی آخر آسمانی را

به دام فتنه از منقار تیر و مخلب خنجر

شکستی پر همایون طایر عرش آشیانی را

بهار آید همی تا خار بومی را خزان کردی

ز صرصر خیزی باد مخالف گلستانی را

ز منع آب جان سوز آتشی افروختی وز وی

زدی سر بر فلک دود مصیبت دودمانی را

زکین دندان گزای ناب پیکان سگان کردی

بشیر مهر زهرا مغز پرورد استخوانی را

غذا ز الوان خون آوردی آب از چشمه پیکان

جزاک الله نکو کردی رعایت میهمانی را

ندانم تا چه کردی با جهان جان همی دانم

که از غم تا قیامت سوختی جان جهانی را

دل از قتل شهیدی بر کنارم دجله بگشاید

بطرف جان سپاری بسته بینم چون میانی را

کنم یاد از اسیری چند و خاک شام چون بینم

غریب خسته آواره بی خانمانی را

تبم گیرد ز رنج طفل بیماری به ویرانی

چو سر بر خشت حسرت خفته بینم ناتوانی را

زاشک دیده یغما بیاد آور درین ماتم

روان سیلاب خون بینی چو بر در آستانی را

ادامه‌ی مراثی و نوحه‌ها

  1. شمارهٔ ۶حریم عصمت آنگه ناقه عریان سواری‌ها
  2. شمارهٔ ۷درفش افتاد عباس جوان را
  3. شمارهٔ ۸آشوب بهم برزده ذرات جهان را
  4. شمارهٔ ۹مقرون به هدف خواهی اگر تیر دعا را
  5. شمارهٔ ۱۰در شبت پوشیده بینم روز محشر آفتاب
  6. شمارهٔ ۱۱نی همین در چار ارکان شش جهت ماتم بپاست
  7. شمارهٔ ۱۲زین مصیبت نه همین از خاکیان ماتم بپاست
  8. شمارهٔ ۱۳سلخ ماه طرب و غره شهر الم است
همه‌ی مراثی و نوحه‌ها ←

یغمای جندقی درباره‌ی یغمای جندقی

میرزا رحیم یغمای جَندَقی (۱۱۶۰ ـ ۱۲۳۸) فرزند حاج ابراهیم قلی متخلص به «یغما» از شعرای غزل‌سرای سده سیزدهم ایران در عهد محمد شاه قاجار است. وی در سال ۱۱۹۶ هجری قمری (۱۱۶۰ هجری شمسی) در دهکدهٔ خور و بیابانک، مرکز ولایت جندق به دنیا آمد. در هفت سالگی در بیرون ده شتر می‌چراند و معاش خانواده خود را تأمین می‌کرد. یغما در...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.