پرش به محتوای اصلی
یغمای جندقی یغمای جندقی

مراثی و نوحه‌ها

شمارهٔ ۱۲

زین مصیبت نه همین از خاکیان ماتم بپاست

کی رواست سرنگون گردی فلک

چهار ارکان شش جهت با نه فلک ماتم سراست

کی رواست سرنگون گردی فلک

نعره جن و ملک در ماتم فخر امم

از قدم تا دم شام عدم

از ثری هم تا ثریا از ثریا تا ثری است

کی رواست سرنگون گردی فلک

متصل در گردن خرم عروسان بی نفور

با سرور دست ارباب فجور

دست و زور بازوی شیر خدا از هم جداست

کی رواست سرنگون گردی فلک

قامت طوبی خرام اکبر آن زیب ارم

گشته خم چون کمان از بار غم

ناوک بیداد بر حلقوم اصغر گشته راست

کی رواست سرنگون گردی فلک

هم چو گل بر قامت قاسم قبا شد پیرهن

هم به تن خلعت عیشش کفن

غنچه آسا بر تن عباس پیراهن قباست

کی رواست سرنگون گردی فلک

هم حسین شاه حجازی مانده در بحر عراق

از نفاق در کمال احتراق

هم مخالف را نوای شادی از هر گونه راست

کی رواست سرنگون گردی فلک

از خزان گلستان وارث باغ فدک

نه فدک پر شد از بانگ ملک

قامت گردون کج و درزیر بار غم دو تاست

کی رواست سرنگون گردی فلک

دشمن دین متکی برمتکای زرنگار

با وقار شاه گردون افتخار

بستر از خون بالش از گل خفته در خاک از چه راست

کی رواست سرنگون گردی فلک

سرور کفار در تحت لوای صبح و شام

شادکام با هزاران احترام

سرور دین را به زیر سایه شمشیرجاست

کی رواست سرنگون گردی فلک

مرگدائی چند را در سایه دیهیم و زر

جلوه گر آری ای بیدادگر

خسروان را تن برهنه سر به نوک نیزه هاست

کی رواست سرنگون گردی فلک

در محافل ناحفاظان در پس زرین حجاب

بی نقاب دختران بو تراب

سربرهنه با تن عریان سوار ناقه هاست

کی رواست سرنگون گردی فلک

خارزار کفر خرم هم چو خرم گلستان

صد فغان از تقاضای زمان

گلشن اسلام از باد مخالف بی صفاست

کی رواست سرنگون گردی فلک

شام غم بر شامیان شوم رو صبح طرب

روز و شب زین تظلم در عجب

صبح عیش آل احمد تیره چون شام عزاست

کی رواست سرنگون گردی فلک

کوفه از خون شهیدان شهربندان سرور

ازغرور دست ارباب فجور

کربلا بر بی کسان کربلا کرب و بلاست

کی رواست سرنگون گردی فلک

جغد هر ویرانه دارد گلشن شادی وطن

نغمه زن هم چو مرغان چمن

بلبلان باغ دین را جای در ویرانه هاست

کی رواست سرنگون گردی فلک

در کسوف از خون خنجر همچو مه در مشرقین

بر سنین از جفای مارقین

کوس کیوان حشمتی کو تاج دار هل اتی است

کی رواست سرنگون گردی فلک

خانه اهل جفا رشک نگارستان چین

چین به چین مو پریشان بر جبین

در بدر آل پیغمبر چون اسیران خطاست

کی رواست سرنگون گردی فلک

پس روا مجنون صبح ار خون فشاند چون شفق

جامه شق بر فراز نه طبق

لیلی لیل ار ببارد اشک چون انجم رواست

کی رواست سرنگون گردی فلک

ادامه‌ی مراثی و نوحه‌ها

  1. شمارهٔ ۱۴هفته کین مه شر سال دغل قرن دغاست
  2. شمارهٔ ۱۵خود کجا آن جسم نغز آن جان پاک ای ذوالجناح
  3. شمارهٔ ۱۶خود ندانم تا چه خواهد کرد یزدان با یزید
  4. شمارهٔ ۱۷زین عجب نشگفت اگر آمد شگفتی ها پدید
  5. شمارهٔ ۱۸رزم شامی و حجازی کم تر از محشر نباشد
  6. شمارهٔ ۱۹شد چو گرد ذوالجناح از عرصه هیجا بلند
  7. شمارهٔ ۲۰آن خدیو چار بالش صدر هفت ایوان چه شد
  8. شمارهٔ ۲۱آن که با موکب او قافله ها دل برود
همه‌ی مراثی و نوحه‌ها ←

یغمای جندقی درباره‌ی یغمای جندقی

میرزا رحیم یغمای جَندَقی (۱۱۶۰ ـ ۱۲۳۸) فرزند حاج ابراهیم قلی متخلص به «یغما» از شعرای غزل‌سرای سده سیزدهم ایران در عهد محمد شاه قاجار است. وی در سال ۱۱۹۶ هجری قمری (۱۱۶۰ هجری شمسی) در دهکدهٔ خور و بیابانک، مرکز ولایت جندق به دنیا آمد. در هفت سالگی در بیرون ده شتر می‌چراند و معاش خانواده خود را تأمین می‌کرد. یغما در...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.