پرش به محتوای اصلی
یغمای جندقی یغمای جندقی

مراثی و نوحه‌ها

شمارهٔ ۱۳

سلخ ماه طرب و غره شهر الم است

نوبت ماتم خورشید کواکب حشم است

آسمان کرده به خون شه دین ساز مصاف

سپهش اختر وطغرای هلالش رقم است

تکر گردون سزد ار شد حبشی جامه از آنک

قتل میر عرب و ماتم شاه عجم است

تا قیامت اگر از چشمه چشم مه و مهر

عوض اشک رود سیل شفق فام کم است

ناله شش جهت از غایله سوک تو راست

قامت نه فلک از بار ملال تو خم است

دو جهان از سر جان گر همه خیزند رواست

در ره ماتم تو ترک سر اول قدم است

عرشیان را همه از گرد الم تن تل خاک

فرشیان را همه از اشک عزا دیده یم است

بر همه اهل زنا قرعه عیش و طرب است

بر همه آل علی قسمت جور و ستم است

ناله بر کش ز دل امکان فغان تا به دل است

خون فشان از مژه تا در مژه آثار نم است

این چنین خیره ندانستمت ای گرگ سپهر

می بری سر به ستم گر همه صید حرم است

جرم یغما که فزون است به کیهان ز حساب

چون تواش واسطه روز حسابی چه غم است

ادامه‌ی مراثی و نوحه‌ها

  1. شمارهٔ ۱۵خود کجا آن جسم نغز آن جان پاک ای ذوالجناح
  2. شمارهٔ ۱۶خود ندانم تا چه خواهد کرد یزدان با یزید
  3. شمارهٔ ۱۷زین عجب نشگفت اگر آمد شگفتی ها پدید
  4. شمارهٔ ۱۸رزم شامی و حجازی کم تر از محشر نباشد
  5. شمارهٔ ۱۹شد چو گرد ذوالجناح از عرصه هیجا بلند
  6. شمارهٔ ۲۰آن خدیو چار بالش صدر هفت ایوان چه شد
  7. شمارهٔ ۲۱آن که با موکب او قافله ها دل برود
  8. شمارهٔ ۲۲بیش از این در غم هجران تو خون خورد نشاید
همه‌ی مراثی و نوحه‌ها ←

یغمای جندقی درباره‌ی یغمای جندقی

میرزا رحیم یغمای جَندَقی (۱۱۶۰ ـ ۱۲۳۸) فرزند حاج ابراهیم قلی متخلص به «یغما» از شعرای غزل‌سرای سده سیزدهم ایران در عهد محمد شاه قاجار است. وی در سال ۱۱۹۶ هجری قمری (۱۱۶۰ هجری شمسی) در دهکدهٔ خور و بیابانک، مرکز ولایت جندق به دنیا آمد. در هفت سالگی در بیرون ده شتر می‌چراند و معاش خانواده خود را تأمین می‌کرد. یغما در...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.