پرش به محتوای اصلی
یغمای جندقی یغمای جندقی

مراثی و نوحه‌ها

شمارهٔ ۲۲

بیش از این در غم هجران تو خون خورد نشاید

ای سفر کرده سفر کرده چنین دیر نیاید

وقت آن است که بازآئی و بختم بسراید

بخت باز آید از آن در که یکی چون تو در آید

روی میمون تو دیدن در دولت بگشاید

نه تو گفتی که به من با غم هجران نستیزی

کشته خود به زمین برنگذاری نگریزی

این سفر جز به هلاکم ننشینی و نخیزی

گر حلال است که خون همه عالم تو بریزی

آن که روی از همه عالم به تو آورد نشاید

ای پدر رجعت امروز مینداز به فردا

دست شستم ز علی اکبر و عباس تو فرد آ

با وجودت چه نیاز است به کلثوم و به کبری

اگرم هیچ نباشد نه به دنیا نه به عقبی

چون تو دارم همه دارم دگرم هیچ نباید

تا کی ای خامه احباب سرودی نسرائی

تلخ کامی ز مذاقم به درودی نزدائی

من نه تنها خمش آیم چو به گفتار درآئی

نیشکر با همه شیرینی اگر لب بگشائی

پیش لفظ شکرینت چو نی انگشت بخاید

نه همین دل که غمت سوخت سما را و سمک را

من نه تنها کالمت کاست بشر را و ملک را

از تو ای باب نبرم چه یقین را و چه شک را

صبر بسیار بباید پدر پیر فلک را

تا دگر مادر گیتی چو تو فرزند بزاید

عمه تا چند سکینه به بر و دوش تو خسبد

گه به جان گه به دل دیر فراموش تو خسبد

سزد از ناله بنگذارم اگر گوش تو خسبد

قهرم از پیرهن آید که در آغوش تو خسبد

زهرم از غالیه آید که بر اندام تو ساید

آبم آتش نشود گر بدهی خاک ببادم

نکنم از تو فرامش بری ار نام زیادم

به خلاف تو نخیزم چو به مهر تو فتادم

دل به سختی بنهادم پس از آن دل به تو دادم

هر که از دوست تحمل نکند عهد نپاید

ادامه‌ی مراثی و نوحه‌ها

  1. شمارهٔ ۲۴در عزایت چکنم گر نکنم خاک به سر
  2. شمارهٔ ۲۵سرو و مه اگر نیست رخ و قامت اکبر
  3. شمارهٔ ۲۶از مه نو باز در دست فلک خنجر نگر
  4. شمارهٔ ۲۷اوفتد یوسف دیگر ز تو در چاه دگر
  5. شمارهٔ ۲۸زاده زهرا به کام زاده مروان نگر
  6. شمارهٔ ۲۹شهنشاهی که بودی گوی گردون گوی چوگانش
  7. شمارهٔ ۳۰ای شمر شرمی از خدا خنجر مکش خنجر مکش
  8. شمارهٔ ۳۱نوری که در لطافت از سایه تن بتابش
همه‌ی مراثی و نوحه‌ها ←

یغمای جندقی درباره‌ی یغمای جندقی

میرزا رحیم یغمای جَندَقی (۱۱۶۰ ـ ۱۲۳۸) فرزند حاج ابراهیم قلی متخلص به «یغما» از شعرای غزل‌سرای سده سیزدهم ایران در عهد محمد شاه قاجار است. وی در سال ۱۱۹۶ هجری قمری (۱۱۶۰ هجری شمسی) در دهکدهٔ خور و بیابانک، مرکز ولایت جندق به دنیا آمد. در هفت سالگی در بیرون ده شتر می‌چراند و معاش خانواده خود را تأمین می‌کرد. یغما در...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.