پرش به محتوای اصلی
یغمای جندقی یغمای جندقی

مراثی و نوحه‌ها

شمارهٔ ۲۵

سرو و مه اگر نیست رخ و قامت اکبر

از بهر چه آمد سر بی تن تن بی سر

خورشید توان خواندن و گردونش اگر بود

گردون به زمین خفته و خورشید به خون در

بالاش توان گفت صنوبر به مثل راست

گر خنجر و شمشیر بود بار صنوبر

آن پیکر والای تو بر خاک نه حاشاک

با فرش زمین عرش برین است برابر

نسبت به فغان و تن صد پاره او داشت

از لجه خون رستی اگر شعله آذر

جز شخص تو در تیغ و سنان خود نشنیدم

بازی همه تن بال و همائی همه جان پر

جز آن تن و زخم نی و تیغ و شل و پیکان

خورشید که دیده است سراپا همه اختر

گر چرخ زره پوشد و گر ماه نهد خود

چرخی است زره پوش و مهی برزده مغفر

ادامه‌ی مراثی و نوحه‌ها

  1. شمارهٔ ۲۷اوفتد یوسف دیگر ز تو در چاه دگر
  2. شمارهٔ ۲۸زاده زهرا به کام زاده مروان نگر
  3. شمارهٔ ۲۹شهنشاهی که بودی گوی گردون گوی چوگانش
  4. شمارهٔ ۳۰ای شمر شرمی از خدا خنجر مکش خنجر مکش
  5. شمارهٔ ۳۱نوری که در لطافت از سایه تن بتابش
  6. شمارهٔ ۳۲آسمان سا علم لشکر کفار دریغ
  7. شمارهٔ ۳۳کوه و صحرا خصم و شاه کم سپه تنها دریغ
  8. شمارهٔ ۳۴افراخت چو در ماریه سبط شه لولاک
همه‌ی مراثی و نوحه‌ها ←

یغمای جندقی درباره‌ی یغمای جندقی

میرزا رحیم یغمای جَندَقی (۱۱۶۰ ـ ۱۲۳۸) فرزند حاج ابراهیم قلی متخلص به «یغما» از شعرای غزل‌سرای سده سیزدهم ایران در عهد محمد شاه قاجار است. وی در سال ۱۱۹۶ هجری قمری (۱۱۶۰ هجری شمسی) در دهکدهٔ خور و بیابانک، مرکز ولایت جندق به دنیا آمد. در هفت سالگی در بیرون ده شتر می‌چراند و معاش خانواده خود را تأمین می‌کرد. یغما در...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.