پرش به محتوای اصلی
یغمای جندقی یغمای جندقی

مراثی و نوحه‌ها

شمارهٔ ۲۶

از مه نو باز در دست فلک خنجر نگر

درنگر کینه اختر نگر

آسمان را در کمین آل پیغمبر نگر

درنگر کینه اختر نگر

فارس افلاک را در قصد شاه کمسپاه

آه آه رزم‌جوی و کینه‌خواه

خود ز اکلیل و ثریا جوشن و مغفر نگر

در نگر کینه اختر نگر

قوس و جوزا بسته و بگشاده چون جنگ‌آوران

این میان وان دگر تیر از کمان

رایض بهرام را زرین‌زره در بر نگر

در نگر کینه اختر نگر

دارد آهنگ شبیخون خسرو سیارگان

کرد از آن روی در مغرب نهان

اینک از خیل نجومش در قفا لشکر نگر

در نگر کینه اختر نگر

گوییا دارند عزم کربلای شاه دین

خیل کین بهر نصر مشرکین

کینه افلاک بین بدمهری اختر نگر

در نگر کینه اختر نگر

آفتاب طلعت خورشید بطحا و عراق

از نفاق تیره در ابر محاق

و از فروغ فرهی چهر ذنب انور نگر

در نگر کینه اختر نگر

در به خرم بوستانی کش همی با باک و بیم

در حریم جنبش آوردی نسیم

از دم باد مخالف فتنه صرصر نگر

در نگر کینه اختر نگر

بر سر دل‌خستگان و اندر دل سردادگان

بی‌امان گر همی دیدن توان

تیغ کین تا قبضه بین تیر ستم تا پر نگر

در نگر کینه اختر نگر

نوجوانان را ز عکس خون خط نیلوفری

احمری همچو گلبرگ طری

کودکان را از طپانچه لاله نیلوفر نگر

در نگر کینه اختر نگر

آن یکی را دجله‌ها جاری ز حلق از خون ناب

بهر آب وان دگر را ز التهاب

شیر خشک از جوی پستان طفل بی‌مادر نگر

در نگر کینه اختر نگر

جرعه‌پیمایان بزم قرب را پا تا به سر

دیده تر خشک لب خونین جگر

باده از خوناب دل وز دیدگان ساغر نگر

در نگر کینه اختر نگر

از پی خونخواری میناکش بزم رضا

از جفا مست عاری از حیا

پیر گردون را ز شکل ماه نو ساغر نگر

در نگر کینه اختر نگر

آن سر و پیکر کش از آغوش سلطان حجاز

بود ناز در مصاف ترکتاز

تن تپان در لجه خون بر سنانش سر نگر

در نگر کینه اختر نگر

آل مروان را که سر چون خاک زیبد پایمال

ماه و سال بر سر اکلیل جلال

تاج فرق فرقدان را فرق بی‌افسر نگر

در نگر کینه اختر نگر

آنکه برد از درد جامش صفوه آدم حیات

در فلات مانده ممنوع از فرات

آب جو به ز آبروی ساقی کوثر نگر

در نگر کینه اختر نگر

رنگ از خون چاک از پیکان پریشان بر سنان

خون چکان از جفای آسمان

دست قاسم حلق اصغر کاکل اکبر نگر

در نگر کینه اختر نگر

عاکفان ستر عصمت را ز بی‌آزرم چند

صد گزند با وجود ذل بند

گوش پاره سر شکسته روی بی‌معجر نگر

در نگر کینه اختر نگر

آنکه گر گشتی پیمبر از دهان آرزو

بوسه‌جو رنجه می‌گشتش گلو

راست از کج گوهرانش تیغ بر حنجر نگر

در نگر کینه اختر نگر

ز آشیان چرخ بهر صید مرغان حرم

دم‌به‌دم بال بگشاده ز هم

کرکسان نسر را آوازه شهپر نگر

در نگر کینه اختر نگر

از کفن‌پوشان حسرت و از اسیران بلا

بر ملا در زمین کربلا

فتنه روز جزا هنگامه محشر نگر

در نگر کینه اختر نگر

ماند ز اشک و نظم یغما منفعل دریا و کان

جاودان از غم لب‌تشنگان

باورت گر نیست اینک لعل بین گوهر نگر

در نگر کینه اختر نگر

ادامه‌ی مراثی و نوحه‌ها

  1. شمارهٔ ۲۸زاده زهرا به کام زاده مروان نگر
  2. شمارهٔ ۲۹شهنشاهی که بودی گوی گردون گوی چوگانش
  3. شمارهٔ ۳۰ای شمر شرمی از خدا خنجر مکش خنجر مکش
  4. شمارهٔ ۳۱نوری که در لطافت از سایه تن بتابش
  5. شمارهٔ ۳۲آسمان سا علم لشکر کفار دریغ
  6. شمارهٔ ۳۳کوه و صحرا خصم و شاه کم سپه تنها دریغ
  7. شمارهٔ ۳۴افراخت چو در ماریه سبط شه لولاک
  8. شمارهٔ ۳۵همه زانداز توام بهره غم افتاد فلک
همه‌ی مراثی و نوحه‌ها ←

یغمای جندقی درباره‌ی یغمای جندقی

میرزا رحیم یغمای جَندَقی (۱۱۶۰ ـ ۱۲۳۸) فرزند حاج ابراهیم قلی متخلص به «یغما» از شعرای غزل‌سرای سده سیزدهم ایران در عهد محمد شاه قاجار است. وی در سال ۱۱۹۶ هجری قمری (۱۱۶۰ هجری شمسی) در دهکدهٔ خور و بیابانک، مرکز ولایت جندق به دنیا آمد. در هفت سالگی در بیرون ده شتر می‌چراند و معاش خانواده خود را تأمین می‌کرد. یغما در...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.