پرش به محتوای اصلی
یغمای جندقی یغمای جندقی

مراثی و نوحه‌ها

شمارهٔ ۳۴

افراخت چو در ماریه سبط شه لولاک

خرگاه اقامت

از هفت زمین تا نهمین خیمه افلاک

برخاست قیامت

ز اندیشه این رنج طرب کاه غم انگیخت

کز چرخ فرو ریخت

سر زیر زمین ساخت نهان از زبر خاک

سامان سلامت

صف صف سپه از کوفه در آن دشت روان سفت

با کاوش و کین جفت

نز خوی خود آزرم و نه از روز جزا باک

جستند مقامت

ممنوع ز آب آمد و دل تفته به خواری

با خیل سراری

می جست و نمی یافت به جز دیده نمناک

دریای کرامت

زاین گل که فلک داد به آب از در پیکار

پنهان و پدیدار

فرسوده خاک آمد و آلوده خاشاک

گلزار امامت

خواهر نه برادر نه در آن دشت بلاخیز

مادر نه پدر نیز

از خاک که بردارد و از خون که کند پاک

آن عارض و قامت

خود سنگدلی بین که به خونریز گشودند

صد دست و نسودند

یک ره ز پی معذرت بازوی چالاک

انگشت ندامت

آن تن که نه در پای تو بر راه رضا چست

دست از سر و جان شست

چون پرده بدخواه تو سر تا به قدم چاک

از تیر ملامت

صد ره اگر ایام کشد جان دو کیهان

در معرض قربان

نرهد به ازای دیه خون تو حاشاک

از قید غرامت

از کوی تو صد صرصر اگر چرخ براند

بردن نتواند

روزی که نماند به جهان غیر کفی خاک

از خسته علامت

ادامه‌ی مراثی و نوحه‌ها

  1. شمارهٔ ۳۶شکوه از چرخ ستمگر چکنم گر نکنم
  2. شمارهٔ ۳۷درین ماتم خلیل از دیده خون بارید آذر هم
  3. شمارهٔ ۳۸ای تشنه لبان را سر و سردار حسینم
  4. شمارهٔ ۳۹تا بخاطر دری ای هیچ طرب دامادم
  5. شمارهٔ ۴۰نه به آزادی ویران نه به بند آزادم
  6. شمارهٔ ۴۱بر تو آن دیده و دل کو که به قانون گریم
  7. شمارهٔ ۴۲آه که شد شکسته دل خسته جگر برادرم
  8. شمارهٔ ۴۳می رسد خشک لب از شط فرات اکبر من
همه‌ی مراثی و نوحه‌ها ←

یغمای جندقی درباره‌ی یغمای جندقی

میرزا رحیم یغمای جَندَقی (۱۱۶۰ ـ ۱۲۳۸) فرزند حاج ابراهیم قلی متخلص به «یغما» از شعرای غزل‌سرای سده سیزدهم ایران در عهد محمد شاه قاجار است. وی در سال ۱۱۹۶ هجری قمری (۱۱۶۰ هجری شمسی) در دهکدهٔ خور و بیابانک، مرکز ولایت جندق به دنیا آمد. در هفت سالگی در بیرون ده شتر می‌چراند و معاش خانواده خود را تأمین می‌کرد. یغما در...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.