پرش به محتوای اصلی
یغمای جندقی یغمای جندقی

مراثی و نوحه‌ها

شمارهٔ ۳۶

شکوه از چرخ ستمگر چکنم گر نکنم

چکنم گر نکنم

گله از گردش اختر چکنم گر نکنم

چکنم گر نکنم

غم عباس بلاکش چکشم گر نکشم

چکشم گر نکشم

ناله بر حسرت اکبر چه کنم گر نکنم

چکنم گر نکنم

شیرمردان ولایت همه چو آهو بچگان

چنگ فرسود سگان

گله ز اهمال غضنفر چکنم گر نکنم

چکنم گر نکنم

رنج ناکامی قاسم چه برم گر نبرم

چه برم گر نبرم

یاد محرومی اصغر چکنم گر نکنم

چکنم گر نکنم

موج خون بر طرف افکند چو ناچیز صدف

در دریای نجف

دیدگان لجه گوهر چکنم گر نکنم

چکنم گر نکنم

آه بر خواری خواهر چه کشم گر نکشم

چه کشم گر نکشم

گریه در سوک برادر چه کنم گر نکنم

چکنم گر نکنم

آنچه بر آل علی کینه و عدوان وعناد

رفت ز اولاد زیاد

داوری پیش پیمبر چکنم گر نکنم

چکنم گر نکنم

سنگ از این غایله بر دل چه زنم گر نزنم

چه زنم گر نزنم

خاک از این واقعه بر سر چکنم گر نکنم

چکنم گر نکنم

تن شاهی که فراز فلکش پای گهست

خفته بر خاک رهست

خاک با چرخ برابر چکنم گر نکنم

چکنم گر نکنم

سر به زنجیر اسیری چه دهم گر ندهم

چه دهم گر ندهم

گردن آماده چنبر چکنم گر نکنم

چکنم گر نکنم

کودکان بسته زنجیر و زنان خسته بند

دختران در به کمند

التجا جانب مادر چکنم گر نکنم

چکنم گر نکنم

دل به بیداد اعادی چه نهم گر ننهم

چه نهم گر ننهم

صبر برغارت لشکر چه کنم گر نکنم

چکنم گر نکنم

هر قدم زخمه دیگر چه خورم گر نخورم

چه خورم گر نخورم

هر نفس ناله دیگر چکنم گر نکنم

چکنم گر نکنم

میل در دیده از این غم چه کشم گر نکشم

چه کشم گر نکشم

نیل از این عارضه در بر چکنم گر نکنم

چکنم گر نکنم

والی هیچ بها را که در این خیل رهی است

سر صاحب کلهی است

خاکپای تواش افسر چه کنم گر نکنم

چکنم گر نکنم

ادامه‌ی مراثی و نوحه‌ها

  1. شمارهٔ ۳۸ای تشنه لبان را سر و سردار حسینم
  2. شمارهٔ ۳۹تا بخاطر دری ای هیچ طرب دامادم
  3. شمارهٔ ۴۰نه به آزادی ویران نه به بند آزادم
  4. شمارهٔ ۴۱بر تو آن دیده و دل کو که به قانون گریم
  5. شمارهٔ ۴۲آه که شد شکسته دل خسته جگر برادرم
  6. شمارهٔ ۴۳می رسد خشک لب از شط فرات اکبر من
  7. شمارهٔ ۴۴شهسوار دین فکندی از تکاور آسمان
  8. شمارهٔ ۴۵شهسوار ملک دین از زین فتاد ای آسمان
همه‌ی مراثی و نوحه‌ها ←

یغمای جندقی درباره‌ی یغمای جندقی

میرزا رحیم یغمای جَندَقی (۱۱۶۰ ـ ۱۲۳۸) فرزند حاج ابراهیم قلی متخلص به «یغما» از شعرای غزل‌سرای سده سیزدهم ایران در عهد محمد شاه قاجار است. وی در سال ۱۱۹۶ هجری قمری (۱۱۶۰ هجری شمسی) در دهکدهٔ خور و بیابانک، مرکز ولایت جندق به دنیا آمد. در هفت سالگی در بیرون ده شتر می‌چراند و معاش خانواده خود را تأمین می‌کرد. یغما در...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.