پرش به محتوای اصلی
یغمای جندقی یغمای جندقی

مراثی و نوحه‌ها

شمارهٔ ۷

درفش افتاد عباس جوان را

فلک داد ای فلک داد

علم شد رایت ماتم جهان را

فلک داد ای فلک داد

مرا با رنج این سوک روان کاست

نه تنها انس و جان خاست

که دل مانوس غم گشت انس و جان را

فلک داد ای فلک داد

زمان تا بر زمین این فتنه انگیخت

مصیبت خاک غم بیخت

بسر بر هم زمین را هم زمان را

فلک داد ای فلک داد

در این ماتم کش انده جاودانی

نشاط زندگانی

تبه شد پادشه تا پاسبان را

فلک داد ای فلک داد

زمین را آسمان بر خاک بنشاند

به سر خاکستر افشاند

زمین بر ساز ماتم آسمان را

فلک داد ای فلک داد

از این آباد و ویران بام تا در

خرابت خانه بر سر

شرف بر صدر جستی آستان را

فلک داد ای فلک داد

به روباهان دهی سرپنجه شیر

سگان را دست نخجیر

ز شاهین لقمه سازی ماکیان را

فلک داد ای فلک داد

به خاک و چرخ از این هنجار یغما

کنی تا کی مدارا

رها کن اشک و رخصت ده فغان را

فلک داد ای فلک داد

ادامه‌ی مراثی و نوحه‌ها

  1. شمارهٔ ۹مقرون به هدف خواهی اگر تیر دعا را
  2. شمارهٔ ۱۰در شبت پوشیده بینم روز محشر آفتاب
  3. شمارهٔ ۱۱نی همین در چار ارکان شش جهت ماتم بپاست
  4. شمارهٔ ۱۲زین مصیبت نه همین از خاکیان ماتم بپاست
  5. شمارهٔ ۱۳سلخ ماه طرب و غره شهر الم است
  6. شمارهٔ ۱۴هفته کین مه شر سال دغل قرن دغاست
  7. شمارهٔ ۱۵خود کجا آن جسم نغز آن جان پاک ای ذوالجناح
  8. شمارهٔ ۱۶خود ندانم تا چه خواهد کرد یزدان با یزید
همه‌ی مراثی و نوحه‌ها ←

یغمای جندقی درباره‌ی یغمای جندقی

میرزا رحیم یغمای جَندَقی (۱۱۶۰ ـ ۱۲۳۸) فرزند حاج ابراهیم قلی متخلص به «یغما» از شعرای غزل‌سرای سده سیزدهم ایران در عهد محمد شاه قاجار است. وی در سال ۱۱۹۶ هجری قمری (۱۱۶۰ هجری شمسی) در دهکدهٔ خور و بیابانک، مرکز ولایت جندق به دنیا آمد. در هفت سالگی در بیرون ده شتر می‌چراند و معاش خانواده خود را تأمین می‌کرد. یغما در...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.