پرش به محتوای اصلی
واقف لاهوری

قطعات

شمارهٔ ۱۳۷

دل خون گشته می‌ترسم که از مژگان فرو ریزد

بیالاید کنارم را و در دامان فرو ریزد

گدازد سیم اگر یابد خبر از اندام نرم تو

وگر بیند دل سخت تو را سندان فرو ریزد

متفرق اشعار

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ۱۳۹کرا دماغ که سوزد چراغ در شب هجر
  2. شمارهٔ ۱۴۰من کی‌ام نالان غریبی از وطن افتاده دور
  3. شمارهٔ ۱۴۱بس که بر بمسل شدن‌ها دل نهادم در قفس
  4. شمارهٔ ۱۴۲از غم دوری جانکاه مپرس
  5. شمارهٔ ۱۴۳فصل بهار آمد و من زنده در قفس
  6. شمارهٔ ۱۴۴نشد به ماشطه محتاج حسن دلجویش
  7. شمارهٔ ۱۴۵چسبانده پاره‌ای زر مابین ابروانش
  8. شمارهٔ ۱۴۶یک صبح درآ از در و جانانهٔ ما باش
همه‌ی قطعات ←

درباره‌ی واقف لاهوری

شیخ نورالعین معروف به واقف لاهوری یا واقف بتالوی (درگذشتهٔ ۱۱۹۰ ق / ۱۷۷۶ م) از شاعران پارسی‌گوی و پنجابی‌زبان قرن دوازدهم هجری در شبه‌قارهٔ هند بود. وی در شهر بتالهٔ پنجاب به دنیا آمد. پدرش قاضی امانت‌الله، قاضی‌القضات بتاله بود و خانوادهٔ او از اعیان و بزرگان منطقه به‌شمار می‌رفت. سال دقیق تولدش در هیچ‌یک از تذکره‌ها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.