پرش به محتوای اصلی
واقف لاهوری

غزلیات

شمارهٔ ۹۶۲

ز بس در جمع مهرویان تمامی

تو بی‌شک این جماعت را امامی

رقیب از کوی او شد مانع من

که در راه حرم باشد حرامی

ز سلک آن در دندان چه گویم

که دارد خنده بر نظم نظامی

به تنباکو کشی تا خو گرفتی

کشم هر لحظه ناز تلخ‌کامی

به ذکر نام او لب آشنا کن

تو را این بس نگین نیک‌نامی

به نحوی صرف می‌گردید واقف

که ره باده سازد شرح جامی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۶۴مگر دل گریه سر کرده است جای
  2. شمارهٔ ۹۶۵ز تأثیر محبت دل به زلفش سر کند بازی
  3. شمارهٔ ۹۶۶چو نی هرچند گشتم خشک و خالی
  4. شمارهٔ ۹۶۷تا کی به کنج عمکده ما واکند کسی
  5. شمارهٔ ۹۶۸دماغم تازه است از صحبت دیوانهٔ چندی
  6. شمارهٔ ۹۶۹اگر دستم رسد بر خط‌تراشی‌های خوش‌روی
  7. شمارهٔ ۹۷۰نباشد همچو من در کوچهٔ زلف تو شیدای
  8. شمارهٔ ۹۷۱تا تو رفتی درد شد صاف ایاغ زندگی
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی واقف لاهوری

شیخ نورالعین معروف به واقف لاهوری یا واقف بتالوی (درگذشتهٔ ۱۱۹۰ ق / ۱۷۷۶ م) از شاعران پارسی‌گوی و پنجابی‌زبان قرن دوازدهم هجری در شبه‌قارهٔ هند بود. وی در شهر بتالهٔ پنجاب به دنیا آمد. پدرش قاضی امانت‌الله، قاضی‌القضات بتاله بود و خانوادهٔ او از اعیان و بزرگان منطقه به‌شمار می‌رفت. سال دقیق تولدش در هیچ‌یک از تذکره‌ها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.