پرش به محتوای اصلی
وطواط وطواط

مقطعات

شمارهٔ ۲۵ - در حق ملک اتسز

شها ، دست رادت بکردار نیک

ز آفاق بیخ بدیها بکند

بداندیش را از سریر سرور

نهیبت بچاه نوایب فگند

بروز وفا دست اقبال تو

در آورد پای بدان را ببند

خورد آب در ظل عدلت کنون

ز یک آبخور گرگ با گوسپند

چو گیتی تویی فارغ از هر نهیب

چو گردون تویی ایمن از هر گزند

بگیری ، اگر رأی افتد ترا

خمیده فلک را بخم کمند

خلاف تو کاریست بس بازیان

وفاق تو شغلیست بس سودمند

بسا قلعه ها را که کردی خراب

بنوک سنان و بسم سمند

بسابی خرد باغیان را ، که داد

بهیجا زبان حسام تو پند

تو، ای مرد دانا ، نگویی مرا

کزین قصهٔ طوس و کاوس چند ؟

ندیدی مگر زخم تیغ ملک

بدشت سمرقند و صحرای جند ؟

یکی برگذر ، پس بچشم خرد

نگه کن بدین قلعه های بخند

در مکرمات و عطا باز کن

در حادثات و دواهی ببند

مبادا دلت از نوایب حزین

مبادا رخت از مصایب نژند

ادامه‌ی مقطعات

  1. شمارهٔ ۲۷ - در حق حمیدالدینبا جمال تو ، ای حمیدالدین
  2. شمارهٔ ۲۸ - در مرثیۀ رافع بن علاءاز مرگ رافع بن علا، آن جهان جود
  3. شمارهٔ ۲۹ - در حق شهاب الدینجز بنان تو، ای شهاب الدین
  4. شمارهٔ ۳۰ - در مطایبهروسبی خواهران زنی چندند
  5. شمارهٔ ۳۱ - در حق حاسدان خویشمرا نقصی نیابد، گر سفیهان
  6. شمارهٔ ۳۲ - در حق کمال الدینکمال دین رسول، ای مخالفان ترا
  7. شمارهٔ ۳۳ - در حق شمس الدینآمدم سوی سرای شمس دین
  8. شمارهٔ ۳۴ - در حق ادیب صابر بن اسماعیل ترمذیملک شاعران بنظم و بنثر
همه‌ی مقطعات ←

وطواط درباره‌ی وطواط

امام سعدالملک رشیدالدین محمد بن محمد بن عبدالجلیل عمری کاتب بلخی معروف به رشید وطواط شاعر نامی قرن ششم است. وی در سال ۴۸۱ هجری قمری در بلخ چشم به جهان گشود و در سال ۵۷۳ هجری قمری در گرگانج خوارزم بدرود حیات گفت. وی دبیر دیوان اتسز خوارزمشاه بود و به خاطر اندام کوچکش به او لقب «وطواط» (به معنای خفاش یا نوعی پرستو) دادن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.