پرش به محتوای اصلی
وطواط وطواط

غزلیات

شمارهٔ ۲

دلم در عاشقی زار اوفتادست

به‌دست رنج و تیمار اوفتادست

ستم کش بایدم بودن به ناکام

که معشوقم ستم‌گار اوفتادست

نکو رویست و بدخویست و نشگفت

که گل در صحبت خار اوفتادست

بلای جان خلقست و دل من

به‌صد جانش خریدار اوفتادست

دلم امسال در دام غم عشق

بتر از پار و پیرار اوفتادست

همی شویم به‌خون این بار چهره

که دست خونم این بار اوفتادست

مرا عشقست و جز من مردمان را

ازین انواع بسیار اوفتادست

دلم برده‌ست و جان هم برد خواهد

نه خر مرده است و نه بار اوفتادست

ملامت چون کنم خود را؟ نه اول

ز من آیین این کار اوفتادست

ز من بیزار شد معشوق و با منش

ندانم تا چه آزار اوفتادست؟

حدیث عشق ما و خوبی او

بر شاه جهان‌دار اوفتادست

علاء دین و دنیا شاه اتسز

که شاهی را سزاوار اوفتادست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴با تو در سینه جان نمی‌گنجد
  2. شمارهٔ ۵جانا ، مرا غم تو به غایت همی‌رسد
  3. شمارهٔ ۶جانم از عشق تو می بخروشد
  4. شمارهٔ ۷جانا ، همه خطاب تو با من جفا بود
  5. شمارهٔ ۸رفت آن که‌م برِ تو آبی بود
  6. شمارهٔ ۹ای معجزات موسی بنموده از گریبان
  7. شمارهٔ ۱۰مشکست توده توده، نهاده بَر ارغوان
همه‌ی غزلیات ←

وطواط درباره‌ی وطواط

امام سعدالملک رشیدالدین محمد بن محمد بن عبدالجلیل عمری کاتب بلخی معروف به رشید وطواط شاعر نامی قرن ششم است. وی در سال ۴۸۱ هجری قمری در بلخ چشم به جهان گشود و در سال ۵۷۳ هجری قمری در گرگانج خوارزم بدرود حیات گفت. وی دبیر دیوان اتسز خوارزمشاه بود و به خاطر اندام کوچکش به او لقب «وطواط» (به معنای خفاش یا نوعی پرستو) دادن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.