پرش به محتوای اصلی
وطواط وطواط

غزلیات

شمارهٔ ۵

جانا ، مرا غم تو به غایت همی‌رسد

اندوه عشق تو به نهایت همی‌رسد

گویی: حکایتی مکن از حال عشق من

خود کی ز عشق تو به حکایت همی‌رسد؟

حسن تو ختم گشت نخواهد، که هر زمان

در شأن من به حسن صد آیت همی‌رسد

کم کن جفا، که از تو به درگاه تاج دین

گه‌گه به لطف حال شکایت همی‌رسد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷جانا ، همه خطاب تو با من جفا بود
  2. شمارهٔ ۸رفت آن که‌م برِ تو آبی بود
  3. شمارهٔ ۹ای معجزات موسی بنموده از گریبان
  4. شمارهٔ ۱۰مشکست توده توده، نهاده بَر ارغوان
همه‌ی غزلیات ←

وطواط درباره‌ی وطواط

امام سعدالملک رشیدالدین محمد بن محمد بن عبدالجلیل عمری کاتب بلخی معروف به رشید وطواط شاعر نامی قرن ششم است. وی در سال ۴۸۱ هجری قمری در بلخ چشم به جهان گشود و در سال ۵۷۳ هجری قمری در گرگانج خوارزم بدرود حیات گفت. وی دبیر دیوان اتسز خوارزمشاه بود و به خاطر اندام کوچکش به او لقب «وطواط» (به معنای خفاش یا نوعی پرستو) دادن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.