پرش به محتوای اصلی
وطواط وطواط

غزلیات

شمارهٔ ۸

رفت آن که‌م برِ تو آبی بود

یا سلام مرا جوابی بود

از سر ناز و از سرِ کَشّی

هر نفس با منت عتایی بود

در کف من ز دست ساقی وصل

هر زمان ساغر شرابی بود

وعده‌های خوشم همی دادی

آن همه وعده‌ها سرابی بود

روزگار وصال جمله گذشت

گویی آن روزگار خوابی بود

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰مشکست توده توده، نهاده بَر ارغوان
همه‌ی غزلیات ←

وطواط درباره‌ی وطواط

امام سعدالملک رشیدالدین محمد بن محمد بن عبدالجلیل عمری کاتب بلخی معروف به رشید وطواط شاعر نامی قرن ششم است. وی در سال ۴۸۱ هجری قمری در بلخ چشم به جهان گشود و در سال ۵۷۳ هجری قمری در گرگانج خوارزم بدرود حیات گفت. وی دبیر دیوان اتسز خوارزمشاه بود و به خاطر اندام کوچکش به او لقب «وطواط» (به معنای خفاش یا نوعی پرستو) دادن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.