پرش به محتوای اصلی
ترکی شیرازی ترکی شیرازی

فصل سوم - سوگواری‌ها

شمارهٔ ۹ - طارم خضرا

در کرب و بلا خواندند، چون سید بطحارا

کوفی ز ره تلبیس، آن شافع فردا را

بستند به رویش آب، آن قوم شرر افروزا

کردند دریغ از وی، مهریهٔ زهرا را

کشتند لب تشنه، او را به لب دریا

از خون تنش کردند، رنگین رخ صحرا را

شمر از ره کین ببرید، از تن ز قفایش سر

بر خاک سیه افکند، آن سرو دل آرا را

خولی سر آن سرور، در مطبخ خود جا داد

بنهاد به خاکستر، آن چهرهٔ زیبا را

از پای درآوردند، نخل قد اکبر را

مجنون ز غمش کردند، دل سوخته لیلا را

آغشته به خون کردند، آن قامت دلجو را

پژمرده ز کین کردند، آن لالهٔ حمرا را

سردار سپاه دین، عباس غضنفر فر

شیری که ز هم بدرید، قلب صف اعدا را

دردا که جدا کردند، دست از بدنش آخر

کردند ز خون رنگین، ماه رخ سقا را

در طشت طلا در شام، آزرد یزید از چوب

لعلی که خجل ز اعجاز، می کرد مسیحا را

آتش به خیام او، از قهر زدند اعدا

کز دود سیه کردند، این طارم خضرا را

کردند زکین غارت، اسباب خیامش را

بازو به رسن بستند، صدیقهٔ صغرا را

زن های حریمش را، بردند زر و زیور

کردند دل افسرده، انسیهٔ حورا را

ای شیر خدا بگذار، پایی ز نجف بیرون

در کرب وبلا بنگر، این محشر کبری را

« ترکی » به عزا می کوش، در ماتم شاه دین

امروز اگر خواهی، آسایش فردا را

خواهی که از این درگاه، بی فیض نمانی تو

زنهار مده از دست، این دولت عظمی را

ادامه‌ی فصل سوم - سوگواری‌ها

  1. شمارهٔ ۱۱ - ضیاء دیدهٔ لیلاکیست یارب این جوان نو خط سیمین عذار؟
  2. شمارهٔ ۱۲ - حدیث محنت افزادریغا از قد و بالای علی اکبر
  3. شمارهٔ ۱۳ - مهر درخشندهچون شه تشنه لبان، بی کس بی یاور شد
  4. شمارهٔ ۱۴ - اکبر گل پیرهندید شاه شهدا چون بدن اکبر را
  5. شمارهٔ ۱۵ - در اشکشد وقت آن که باز کنم گریه زار زار
  6. شمارهٔ ۱۶ - زلف گره گشاخیز ز جای ای پسر، جان و تنم فدای تو
  7. شمارهٔ ۱۷ - قاسم گلگون عذارباز غم از چارسو، ریخت به جانم شرار
  8. شمارهٔ ۱۸ - سرو خونینز جا برخیز ای رعنا جوان گلعذار من
همه‌ی فصل سوم - سوگواری‌ها ←

ترکی شیرازی درباره‌ی ترکی شیرازی

آقا محمدحسین آغولی (تاریخ و محل ولادت نامعلوم، درگذشتهٔ ۱۳۳۰ قمری)، متخلص به «ترکی» و معروف به ترکی شیرازی، نقاش و شاعر قرن چهاردهم هجری است. شغل او نقاشی بوده و از شیراز به هند سفر کرد و در بمبئی اقامت گزید. دیوان وی به اهتمام محسن حافظی کاشانی چاپ شده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.