پرش به محتوای اصلی
ترکی شیرازی ترکی شیرازی

فصل سوم - سوگواری‌ها

شمارهٔ ۱۶ - زلف گره گشا

خیز ز جای ای پسر، جان و تنم فدای تو

غرق به خون چرا شده گیسوی مشک سای تو

بر سر زانویم دمی، از ره مهر سر بنه

تا که ز دود دل کشم، سرمه به چشم های تو

تو در زمین کربلا شدی دچار صد بلا

از چه نصیب من نشد درد تو وبلای تو

تیغ جفا ز کین چو زد خصم به تارکت علی

کاش که بود جای تو مادر بی نوای تو

کاش که گیسوان من، سرخ شدی ز خون سر

غرق به خون نمی شد این زلف گره گشای تو

مادر غم رسیده و داغ عزیز دیده ام

ناله کنم برای خود گریه کنم برای تو

در دم جان سپردنت آه به سر نبودنت

تا که کشم من ای پسر!جانب قبله پای تو

داغ تو در دلم نهان، زخم تو بر تو تنت عیان

گریه کنم به حال دل، یا که به زخم های تو

بسکه به جسم نازکت تیر و سنان رسیده است

رخنه به رخنه چون زره گشته ببر قبای تو

از سر کشتهٔ توام نیست سر جدا شدن

لیک امان نمی دهد قاتل بی حیای تو

خصم امان نمی دهد یک شب و روزم ای پسر

تا که بپا کنم در این دشت بلا عزای تو

گربه مدینه رو کنم گو که جواب چون دهم

تا چه دهد خدای من، روز جزا جزای تو

«ترکی » زین نمط اگر، رشته به گوهر آوری

غیرت بحر و کان شود دفتر کم بهای تو

ادامه‌ی فصل سوم - سوگواری‌ها

  1. شمارهٔ ۱۸ - سرو خونینز جا برخیز ای رعنا جوان گلعذار من
  2. شمارهٔ ۱۹ - خلاصهٔ ناسگرفت مشک وروان گشت آن خلاصهٔ ناس
  3. شمارهٔ ۲۰ - علمدار سپاهچرا افتاده ای، ای قهرمان شیر گیر من؟!
  4. شمارهٔ ۲۱ - آب فراتآی آب فرات! از چه گل آلود روانی؟
  5. شمارهٔ ۲۲ - آفتاب برج امانتباران مگر به کرب وبلا قحط آب بود
  6. شمارهٔ ۲۳ - روز عاشورا«کربلا شد خزان گلستانش
  7. شمارهٔ ۲۴ - دشت عشقعید قربان است و می بایست قربانی نمود
  8. شمارهٔ ۲۵ - جگر گوشهٔ مصطفیچو در کربلا خسرو نشاتین
همه‌ی فصل سوم - سوگواری‌ها ←

ترکی شیرازی درباره‌ی ترکی شیرازی

آقا محمدحسین آغولی (تاریخ و محل ولادت نامعلوم، درگذشتهٔ ۱۳۳۰ قمری)، متخلص به «ترکی» و معروف به ترکی شیرازی، نقاش و شاعر قرن چهاردهم هجری است. شغل او نقاشی بوده و از شیراز به هند سفر کرد و در بمبئی اقامت گزید. دیوان وی به اهتمام محسن حافظی کاشانی چاپ شده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.