پرش به محتوای اصلی
ترکی شیرازی ترکی شیرازی

فصل سوم - سوگواری‌ها

شمارهٔ ۲۴ - دشت عشق

عید قربان است و می بایست قربانی نمود

کعبهٔ عشق است باید حج روحانی نمود

خیز تا خود را به راه دوست قربانی کنیم

تا به کی باید در این عالم، گران جانی نمود

آفرین بر همت سلطان مظلومان حسین

کو به دشت عشق، هفتاد و دو قربانی نمود

شد پریشان گیسوی اکبر ز خونش لاله رنگ

زان پریشان زلف خونین، دل پریشانی نمود

نوح دشت کربلا شد غرق در موج بلا

کشتی آل علی را چرخ طوفانی نمود

شمر کافر کشت سبط مصطفی را تشنه لب

صد هزاران رخنه در دین مسلمانی نمود

شد به خاک و خون تن شاهی که جبریل امین

از سر اخلاص او را مهد جنبای نمود

روزگار از کربلا افکند زینب را به شام

روز روشن را به چشمش شام ظلمانی نمود

در خرابه دختر خیرالنسا را شد مقام

آن که بر درگاه او جبریل دربانی نمود

« ترکیا » دنیای فانی را نمی باشد بقا

در رضای دوست باید خویش را فانی نمود

ادامه‌ی فصل سوم - سوگواری‌ها

  1. شمارهٔ ۲۶ - داستان غم فزاباز بر جان عشقم آتش برفروخت
  2. شمارهٔ ۲۷ - باغ کربلاسحرگه عندلیبی در گلستان
  3. شمارهٔ ۲۸ - کبوتران حرمبه دشت کرب وبلا ازجفای شمر شریر
  4. شمارهٔ ۲۹ - محراب عشقنهاد شمر چو بر خاک، ماه روی حسین
  5. شمارهٔ ۳۰ - قره العین نبیزیر خنجر شه دین، گر ندهد سر چکند؟
  6. شمارهٔ ۳۱ - لعل گهربارخنجر شمر، به قتل شه ابرار، حریص
  7. شمارهٔ ۳۲ - واقعهٔ کربلایاران مگر حسین ولی خدا نبود؟
  8. شمارهٔ ۳۳ - فزون از ستاره زخمشاهی که جان سپرد و، ببر مادرش نبود
همه‌ی فصل سوم - سوگواری‌ها ←

ترکی شیرازی درباره‌ی ترکی شیرازی

آقا محمدحسین آغولی (تاریخ و محل ولادت نامعلوم، درگذشتهٔ ۱۳۳۰ قمری)، متخلص به «ترکی» و معروف به ترکی شیرازی، نقاش و شاعر قرن چهاردهم هجری است. شغل او نقاشی بوده و از شیراز به هند سفر کرد و در بمبئی اقامت گزید. دیوان وی به اهتمام محسن حافظی کاشانی چاپ شده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.