پرش به محتوای اصلی
ترکی شیرازی ترکی شیرازی

فصل سوم - سوگواری‌ها

شمارهٔ ۲۲ - آفتاب برج امانت

باران مگر به کرب وبلا قحط آب بود

کاطفال راز سوز عطش، دل کباب بود

سلطان ملک عشق حسین آنکه جبریل

دربان خاص بارگه آن جناب بود

از صدر زین فتاد به گودال قتلگاه

مهر افسری که حلقهٔ ماهش رکاب بود

آن آفتاب برج امامت، به روی خاک

افتاد و سایبان سرش آفتاب بود

شاهی به خاک خفت، که در عهد کودکی

دایم کنار فاطمه اش جای خواب بود

مظلوم وار کشته شد آن بی گنه دریغ

یا رب مگر که کشتن آن شه ثواب بود

می کرد بهر آب از آن ناکسان سئوال

او را سنان و نیزه زبان جواب بود

یک تن شفیع او نشد و کشته شد به ظلم

آن خسروی که شافع یوم الحساب بود

آتش ز کین، به خیمهٔ بی صاحبش زدند

شاهنشهی که خیمه اش این نه قباب بود

عباس شیر صف شکن دشت کربلا

مقتول از ستیزهٔ خیل کلاب بود

از کربلا به کوفه و، از کوفه تا به شام

بسته به بازوی ولی حق، طناب بود

لیلا ز هجر اکبر گل پیرهن مدام

بر عارضش سر شک روان، چون گلاب بود

دردا سکینه گوهر یکدانه حسین

اشکش روان به چهره چو در خوشاب بود

گریم به حال نجمه که در دشت کربلا

دستش ز خون پیکر قاسم خضاب بود

زینب که بود بند نقابش ز زلف حور

در مجلس یزید لعین، بی نقاب بود

« ترکی » چو این مصیبت جان سوز می سرود

در سینه داشت آتش و چشمش پرآب بود

ادامه‌ی فصل سوم - سوگواری‌ها

  1. شمارهٔ ۲۴ - دشت عشقعید قربان است و می بایست قربانی نمود
  2. شمارهٔ ۲۵ - جگر گوشهٔ مصطفیچو در کربلا خسرو نشاتین
  3. شمارهٔ ۲۶ - داستان غم فزاباز بر جان عشقم آتش برفروخت
  4. شمارهٔ ۲۷ - باغ کربلاسحرگه عندلیبی در گلستان
  5. شمارهٔ ۲۸ - کبوتران حرمبه دشت کرب وبلا ازجفای شمر شریر
  6. شمارهٔ ۲۹ - محراب عشقنهاد شمر چو بر خاک، ماه روی حسین
  7. شمارهٔ ۳۰ - قره العین نبیزیر خنجر شه دین، گر ندهد سر چکند؟
  8. شمارهٔ ۳۱ - لعل گهربارخنجر شمر، به قتل شه ابرار، حریص
همه‌ی فصل سوم - سوگواری‌ها ←

ترکی شیرازی درباره‌ی ترکی شیرازی

آقا محمدحسین آغولی (تاریخ و محل ولادت نامعلوم، درگذشتهٔ ۱۳۳۰ قمری)، متخلص به «ترکی» و معروف به ترکی شیرازی، نقاش و شاعر قرن چهاردهم هجری است. شغل او نقاشی بوده و از شیراز به هند سفر کرد و در بمبئی اقامت گزید. دیوان وی به اهتمام محسن حافظی کاشانی چاپ شده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.