پرش به محتوای اصلی
ترکی شیرازی ترکی شیرازی

فصل سوم - سوگواری‌ها

شمارهٔ ۴ - بضعه الرسول

آه از دمی که فاطمه دخت پیمبرا

با حالتی عجیب درآید به محشرا

بر دست راستش در دندان مصطفی

بر دست چپ عمامهٔ پر خون حیدرا

بر دوش راست، جبه آغشته ای به زهر

از مجتبی حسن شه پاکیزه گوهرا

بر دوش چپ، مشبک پیراهن حسین

از نوک تیر و نیزه و شمشیر و خنجرا

وارد شود به حشر، به این هیات شگرف

دستی زند به قائمهٔ عرش داورا

با چشم اشکبار ز دل ناله ای کشد

کز ناله اش فتد به دل خلق آذرا

گوید که ای الاه من، ای دادگر خدای!

بنگر دمی به حال من زار و مضطرا

خاهم که داد من بستانی ز دشمنان

امروز خوش دلم کنی و، شاد خاطرا

زین ظلم ها که شد به من از امت پدر

گیری تو انتقام ز امت سراسرا

دندان باب من، شکستند از جفا

کردند سقط محسنم از صدمهٔ درا

بشکافتند فرق پسر عم من علی

با تیغ کین، میانهٔ محراب منبرا

مسموم ساختند ز زهر جفا حسن

جان داد پاره پاره جگر روی بسترا

شد پاره پاره جسم حسینم به کربلا

از جورکوفیان لعین ستمگرا

صد چاک ماند جسم حسینم به روی خاک

نه سر به پیکرش، نه لباسیش در برا

کشتند اقربا و جوانانش از ستم

از اکبرش فتاد ز پا، تا به اصغرا

گشتند پاره پاره ز شمشیر و تیر و تیغ

عباس و عون و قاسم و عثمان و جعفرا

اهل حریم او به اسیری به سوی شام

رفتند دل شکسته و به حال مضطرا

القصه دادخواهی او چون شود تمام

آید چنین خطاب ز خلاق داورا

کای دختر حبیب من، ای مادر حسین

ای زوجهٔ ولی من، ای نیک اخترا!

امروز ما به دست تو دادیم اختیار

کردیم ما تو را به شفاعت مخیرا

هر کس که بر حسین تو کرده جفا و ظلم

او را روانه کن، سوی سوزنده اخگرا

وانکس که در عزای حسینت گریسته

سیراب کن به جنت اش از آب کوثرا

بفرست دشمنان حسینت سوی جهیم

با دوستان او تو به جنت درا درا

ای مادر حسین و حسن بضعه الرسول

ای درگه حسین تو از عرش برترا!

« ترکی » یکی ز نوحه گران حسین توست

او را شفیع باش، تو در وز محشرا

ادامه‌ی فصل سوم - سوگواری‌ها

  1. شمارهٔ ۶ - حدیث غربتخوش آن که درد دل خویش با صبا گویم
  2. شمارهٔ ۷ - سیل اشکشکر خدا کز امت پاک پیمبرم
  3. شمارهٔ ۸ - هلال ماه ماتمباز بر طرف چمن، یا رب چه شد کآبر بهار
  4. شمارهٔ ۹ - طارم خضرادر کرب و بلا خواندند، چون سید بطحارا
  5. شمارهٔ ۱۰ - سوز عطشچون شه ملک حجاز آمد سوی ملک عراق
  6. شمارهٔ ۱۱ - ضیاء دیدهٔ لیلاکیست یارب این جوان نو خط سیمین عذار؟
  7. شمارهٔ ۱۲ - حدیث محنت افزادریغا از قد و بالای علی اکبر
  8. شمارهٔ ۱۳ - مهر درخشندهچون شه تشنه لبان، بی کس بی یاور شد
همه‌ی فصل سوم - سوگواری‌ها ←

ترکی شیرازی درباره‌ی ترکی شیرازی

آقا محمدحسین آغولی (تاریخ و محل ولادت نامعلوم، درگذشتهٔ ۱۳۳۰ قمری)، متخلص به «ترکی» و معروف به ترکی شیرازی، نقاش و شاعر قرن چهاردهم هجری است. شغل او نقاشی بوده و از شیراز به هند سفر کرد و در بمبئی اقامت گزید. دیوان وی به اهتمام محسن حافظی کاشانی چاپ شده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.