پرش به محتوای اصلی
ترکی شیرازی ترکی شیرازی

فصل سوم - سوگواری‌ها

شمارهٔ ۶ - حدیث غربت

خوش آن که درد دل خویش با صبا گویم

حدیث عشق، بر آن یار آشنا گویم

غمی که گشته نهان از زمانه دردل من

بر آن سرم که به صد شور بر ملا گویم

به هر کجا که بود مجلس عزای رضا

ز دیده خون بفشانم رضا رضا گویم

رضا ، به شهر خراسان غریب وتنها ماند

حدیث غربت او را به صد نوا گویم

ز غم زنم به دل وجان شیعیان آتش

اگر ز غربت مظلوم کربلا گویم

ز پیکرش بسرایم سخن که شد پامال

و یا ز راس منیرش که شد جدا گویم

غم یتیمی طفلش سکینه برشمرم

و یا ز زینب و کلثوم بی نوا گویم

جدا جدا دل اهل عزا بسوزانم

اگر مصائب او را جدا جدا گویم

رسیده کار به جایی که رو کنم به نجف

غریبی پسرش را به مرتضی گویم

ز تشنه کامی اورو کنم به سوی بقیع

برای فاطمه با چشم پر بکا گویم

توجهی به مدینه کنم به چشم پرآب

به خون طپیدن او را به مصطفی گویم

حدیث غربت مظلوم کربلا « ترکی »

به هر کجا که شود مجلسی بپا گویم

ادامه‌ی فصل سوم - سوگواری‌ها

  1. شمارهٔ ۸ - هلال ماه ماتمباز بر طرف چمن، یا رب چه شد کآبر بهار
  2. شمارهٔ ۹ - طارم خضرادر کرب و بلا خواندند، چون سید بطحارا
  3. شمارهٔ ۱۰ - سوز عطشچون شه ملک حجاز آمد سوی ملک عراق
  4. شمارهٔ ۱۱ - ضیاء دیدهٔ لیلاکیست یارب این جوان نو خط سیمین عذار؟
  5. شمارهٔ ۱۲ - حدیث محنت افزادریغا از قد و بالای علی اکبر
  6. شمارهٔ ۱۳ - مهر درخشندهچون شه تشنه لبان، بی کس بی یاور شد
  7. شمارهٔ ۱۴ - اکبر گل پیرهندید شاه شهدا چون بدن اکبر را
  8. شمارهٔ ۱۵ - در اشکشد وقت آن که باز کنم گریه زار زار
همه‌ی فصل سوم - سوگواری‌ها ←

ترکی شیرازی درباره‌ی ترکی شیرازی

آقا محمدحسین آغولی (تاریخ و محل ولادت نامعلوم، درگذشتهٔ ۱۳۳۰ قمری)، متخلص به «ترکی» و معروف به ترکی شیرازی، نقاش و شاعر قرن چهاردهم هجری است. شغل او نقاشی بوده و از شیراز به هند سفر کرد و در بمبئی اقامت گزید. دیوان وی به اهتمام محسن حافظی کاشانی چاپ شده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.