پرش به محتوای اصلی
سوزنی سمرقندی

قصاید

شمارهٔ ۱۵ - در وصف حال خویش

از قصه دوشینه من تا که خداوند

آگاه شود می‌بسرایم سخنی چند

دوشینه مرا انده آن نامده فرزند

بربست به صد بند و فرو داشت به صد بند

تا صبح به من خیل خیالات فرستاد

ناآمده محمود من آن جان و جگر بند

می‌رفت و می‌آمد دل من تا به گه صبح

چون بانگ سگ از سیر به گرمای سمرقند

می‌برد و می‌آورد جوانی و پیامی

من زو به پیامی و جوابی شده خورسند

آورد پیامی که بقای پدرم باد

چندان که شمارنده نداند عددش چند

دادمش بدان جان و جگربند جوابی

صد جان پدر باد ابا جان تو پیوند

آورد پیامی که همی‌گوید مادر

تاب تو ز دل بیخ وفاداری برکند

دادمش جوابی که بگو باب من ای مام

در سینه همه تخم وفای تو پراکند

آورد پیامی و چنین گفت دگر بار

ترسم که غلام بازه شوی ای پدر ورند

دادمش جوابی که مترس از قبل آنک

شد بسته به من بر در آن کار به سوگند

آورد پیامی که نباید که خوری می

مستک شوی و عربده آغازی و ترفند

دادمش جوابی که ز بی سه‌یکی اینجا

یک مست نباید به دو هشیار و خردمند

آورد پیامی که ز ما تا تو برفتی

بی تو شبکی مادر من بستر نفکند

دادمش جوابی که چه منت که مرا نیز

بی مادر تو هیچ نخسبید فراکند

آورد پیامی که شکر تنگی آورد

تا باز گرفتی ز . . . س مادر من لند

دادمش جوابی که به یک شب که بیایم

چندانش به . . . یم که نماند در و دربند

آورد پیامی که ز ما تا تو برفتی

در خانه ما هیچ نه دود است و نه جرغند

دادمش جوابی که مکن سرزنشم بیش

کز نعمت الوان خوهم آن خانه درآکند

آورد پیامی که به ما برگ زمستان

نفرست و زان پس به همه عالم برخند

دادمش جوابی که بیارم چو بیابم

ده ساله نوای تو به یک جود خداوند

تاج سر سادات حسین عمر آنکو

پیغمبر حق راست گرامی‌تر فرزند

ادامه‌ی قصاید

  1. شمارهٔ ۱۷ - در هجو ملیحملیح را به بخارا از این خبر نبود
  2. شمارهٔ ۱۸ - مطایبهای تازه تر از ترب و سفاناج به بر بر
  3. شمارهٔ ۱۹ - در هجو ابوالحسن حاکماستری کردی ای بوالحسن حاکم خر
  4. شمارهٔ ۲۰ - در هجو بوبکر اعجمی و فرزند اوبوبکر اعجمی پسری ماند یادگار
  5. شمارهٔ ۲۱ - در هجاء خمخانهاین چه دعوی شگرف است بگو ای خر پیر
  6. شمارهٔ ۲۲ - در هجو خمخانهخمخانه خر سرای خر پیر
  7. شمارهٔ ۲۳ - در هجاء خر خمخانهای پرستنده زاده سم خر
  8. شمارهٔ ۲۴ - مطایبهایکه با روی نکو . . . ن کلان داری یار
همه‌ی قصاید ←

درباره‌ی سوزنی سمرقندی

شمس‌الدین تاج‌الشعرا محمد بن علی سمرقندی، معروف به سوزنی سمرقندی (درگذشتهٔ ۵۶۲ قمری به نقل از رضا قلی خان هدیت یا ۵۶۹ قمری به نقل از دولتشاه سمرقندی) شاعر هجاگو و هزال ایرانی قرن ششم هجری است. وی در اشعارش نام خود را محمد، عمر و بوبکر و نام پدرش را مسعود ذکر کرده، از این جهت درستی نام اطلاق شده بر وی یعنی محمد بن علی م...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.