پرش به محتوای اصلی
سوزنی سمرقندی

قصاید

شمارهٔ ۱۴ - مطایبه

این خواجه‌زادگان که درین شهر و برزنند

مردند مر زنان را لیکن مرا زنند

زین گونه مولعند برآورد و برد من

کزشان زبر فرو نزنم زیر و برزنند

خورشید چرخ شیفته بر رویشان ولیک

از پشت شیفته بر سایه منند

من مرد مرد گایم و کین اندر افکنم

ایشان همند مرد ولیکن برافکنند

نیمور من چو عامل شغل لواطه است

این کودکان چو مال گذاران برزنند

بر . . . نشان جبایت روغنگران نهاد

کنجاره داده‌اند و به تدبیر روغنند

تا . . . ر من بساط پلاسین بگسترید

این کودکان پلاس به . . . ن بر همی تنند

زین تهمتنی که هست از ایشان به نزد من

همچون مخنثند اگر چه تهمتنند

از خط نودمیده چرا این به خط شدن

گر کودکان زیرک با حیله و فنند

انگشت نرم و ناخن تیز است جمله را

دستور داده من که برآرند و برکنند

خرمن به باد دادن رسم است و می‌دهند

. . . ن‌ها به باد زان که به . . . ن‌ها چو خرمنند

مردانه من کزین سکوینجه ریخته

خرمن کنم به باد که ار جاش که کنند

ای بس کسا که از پی این زیردامنی

نیفه فرو کشیده و برچیده دامنند

چون مرزشان به گردن گرز اندر افکنم

کول افکنم اگر چه گلو گرد و گردنند

چون من بفاجری پسران در مفاجری

همچون چراغ در شب تاریک روشنند

. . . نشان شدست چون لگن شمع کوکبی

واندر جواب این همه لالند و الکنند

همچون چراغ پله نگردند سرفراز

زیرا که زخم یافته چون . . . ن هاونند

زان دیگ سیمگون که میان ران هر یکی است

خالیگران دزد سبکدست ریمنند

هر چندشان فرو کنم آلات دوغ پای

ایشان برون دهنده درستی و ارزنند

هستم بر آنکه . . . ر نهم پیش لوطیان

تا جمله جمله را بخورند و براکنند

وانگه بر آنکه رشک برد زو ستون . . . ر

خودشان ادب کنم که بدزدند و بشکنند

دور از شما و ما که به . . . ری چو . . . ر من

خر را به زیر دم نخلند و نیارنند

هست این جواب آنکه سنایی به نظم کرد

این ابلهان که بی‌سببی دشمن منند

ادامه‌ی قصاید

  1. شمارهٔ ۱۶ - بدو گفتمدر راه مرادی صنمی در گذر آمد
  2. شمارهٔ ۱۷ - در هجو ملیحملیح را به بخارا از این خبر نبود
  3. شمارهٔ ۱۸ - مطایبهای تازه تر از ترب و سفاناج به بر بر
  4. شمارهٔ ۱۹ - در هجو ابوالحسن حاکماستری کردی ای بوالحسن حاکم خر
  5. شمارهٔ ۲۰ - در هجو بوبکر اعجمی و فرزند اوبوبکر اعجمی پسری ماند یادگار
  6. شمارهٔ ۲۱ - در هجاء خمخانهاین چه دعوی شگرف است بگو ای خر پیر
  7. شمارهٔ ۲۲ - در هجو خمخانهخمخانه خر سرای خر پیر
  8. شمارهٔ ۲۳ - در هجاء خر خمخانهای پرستنده زاده سم خر
همه‌ی قصاید ←

درباره‌ی سوزنی سمرقندی

شمس‌الدین تاج‌الشعرا محمد بن علی سمرقندی، معروف به سوزنی سمرقندی (درگذشتهٔ ۵۶۲ قمری به نقل از رضا قلی خان هدیت یا ۵۶۹ قمری به نقل از دولتشاه سمرقندی) شاعر هجاگو و هزال ایرانی قرن ششم هجری است. وی در اشعارش نام خود را محمد، عمر و بوبکر و نام پدرش را مسعود ذکر کرده، از این جهت درستی نام اطلاق شده بر وی یعنی محمد بن علی م...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.