پرش به محتوای اصلی
سوزنی سمرقندی

غزلیات

شمارهٔ ۱۸ - در دل ترا هواست که با من جدل کنی

از روی تو چو چشمه خورشید در حمل

وز زلف تو زنند شب تیره را مثل

بگشای زلف تافتن اندر فتد بروز

بنمای روی تا بشب اندر فتد خلل

کز روی و زلف تو بزمانی هزار بار

اندر تو آن کند که شب و روز را بدل

ای در کمند زلفک تو حلقه فریب

وی در کمان ابروی تو ناوک حیل

هرکو از آنت خسته شود جز بدین مبند

هرکو بدینت بسته شود جز بدان محل

پنهان اجل بشوخی جزع تو اندر است

پیدا شده بخوشی لعل تو در امل

ار جو که جزع شوخ تو از ناز بغنود

تا بهره یابم از خوشی لعل تو لعل

در دل هواست که با من جدل کنی

در جان من مراد که با تو کنی جدل

هرچند در جدل صنما دست دست تست

با من رهی مکن تو بجای جدل جدل

من شاخ کلکم ای بت و بار هوای تو

کردست نکته بر من مرحوم مستدل

بر هیچ نکته کلک نباشد روا مگر

بر کلک سیدالوزرا صاحب اجل

آن صدر دین و دنیا کو کار خلق را

دینی بعلم سازد و دنیاوی از عمل

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۰ - ای سیمین سروای جفت دل من از تو فردم
  2. شمارهٔ ۲۱ - فریاد از جور توای نگار از حد گذشت این فتنه و بیداد تو
  3. شمارهٔ ۲۲ - با تو روی آشتی ندارمندارم با تو روی آشتی رو
  4. شمارهٔ ۲۳ - سپید دلم را سیاه کردیسپید کارا کردی دلم به عشق سیاه
  5. شمارهٔ ۲۴ - بغدادی نگاریبیا ای دیده در بغداد دجله
  6. شمارهٔ ۲۵ - ای پسرای پسری کان دو زلف بر زده داری
  7. شمارهٔ ۲۶ - زلفک توچرا کند بسر زلفک تو گل سپری
  8. شمارهٔ ۲۷ - دو نرگس اوبسم ز نرگس سیراب و لاله خودروی
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی سوزنی سمرقندی

شمس‌الدین تاج‌الشعرا محمد بن علی سمرقندی، معروف به سوزنی سمرقندی (درگذشتهٔ ۵۶۲ قمری به نقل از رضا قلی خان هدیت یا ۵۶۹ قمری به نقل از دولتشاه سمرقندی) شاعر هجاگو و هزال ایرانی قرن ششم هجری است. وی در اشعارش نام خود را محمد، عمر و بوبکر و نام پدرش را مسعود ذکر کرده، از این جهت درستی نام اطلاق شده بر وی یعنی محمد بن علی م...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.