پرش به محتوای اصلی
سوزنی سمرقندی

غزلیات

شمارهٔ ۲۶ - زلفک تو

چرا کند بسر زلفک تو گل سپری

چو کرد بایدش از باد پیش گل سپری

ز بوی زلف تو و رنگ و بوی گل پسرا

شگفت نیست که گردند مشک و گل سپری

گل رخ تو ندانم چرا همی سازد

بگرد ماه بر از مشک ناب حلقه گری

که تا به بینم زلف تو و بگریم زه

بدین شکنج پذیری بد است و حلقه وری

چه وقت بوسه دهم بر گل دو عارض تو

گرفته حلقه زلف تو لاله برگ طری

مرا چه زهره و یارای این سخن باشد

گزاف لافی گفتم بدین گشاده دری

چرا پسند ندارم ز لعب زلف و رخت

غزل سرائی بر هر دوان بلفظ دری

ز بس عزیزی و بی باکی ای پسر گویم

بجان بنده یا بجان بنده دری

هزار بار بگویم که راز عشق ترا

نهان کنم نکنم بیدلی و پرده دری

چو بیدلان بسر کار خویش باز روم

چو ناگهان بسر کوی بنده درگذری

فراق تو اسفا گوی کرد خلفی را

بدانسبب که ز یوسف بسی تو خوبتری

بلا و فتنه و بیداد تو گرفت جهان

پس ای پسر تو ستمکاره چرا عمری

درباره‌ی سوزنی سمرقندی

شمس‌الدین تاج‌الشعرا محمد بن علی سمرقندی، معروف به سوزنی سمرقندی (درگذشتهٔ ۵۶۲ قمری به نقل از رضا قلی خان هدیت یا ۵۶۹ قمری به نقل از دولتشاه سمرقندی) شاعر هجاگو و هزال ایرانی قرن ششم هجری است. وی در اشعارش نام خود را محمد، عمر و بوبکر و نام پدرش را مسعود ذکر کرده، از این جهت درستی نام اطلاق شده بر وی یعنی محمد بن علی م...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.