پرش به محتوای اصلی
اسیر شهرستانی اسیر شهرستانی

غزلیات ناتمام

شمارهٔ ۳۱۳

دل نیستم که منتی از آرزو کشم

چون شعله می ز میکده آبرو کشم

داغم ز دست غیر و کشم از دل انتقام

بر جام لب گذارم و خون سبو کشم

ادامه‌ی غزلیات ناتمام

  1. شمارهٔ ۳۱۵چون غبار آیینه دار آن سیه پیراهنم
  2. شمارهٔ ۳۱۶چه رنگ و بو ز خزان و بهار می چینم
  3. شمارهٔ ۳۱۷دوست گر منت گذارد سوی دشمن می روم
  4. شمارهٔ ۳۱۸دل به زلف او چو بندم بر سر دل چون شوم
  5. شمارهٔ ۳۱۹دردیم و از دیار هوس کم گذشته ایم
  6. شمارهٔ ۳۲۰عاشق و شیدا و مست و لاابالی گشته ایم
  7. شمارهٔ ۳۲۱نیست بیحاصل که خون از چشم تر افشانده ایم
  8. شمارهٔ ۳۲۲مجنون دشت گریه مستانه خودیم
همه‌ی غزلیات ناتمام ←

اسیر شهرستانی درباره‌ی اسیر شهرستانی

میرزا جلال‌الدین محمد بن مؤمن اسیر شهرستانی اصفهانی (زاده ۱۰۲۹ ق در اصفهان – درگذشت ۱۰۴۹ ق و به روایتی ۱۰۵۹ ق) از شاعران بزرگ فارسی‌سرای سبک هندی قرن ۱۱ ق. است. میرزا جلال‌الدین، فرزند ارشد میرزا مؤمن از سادات شهرستان - از توابع اصفهان - و از شاعران بزرگ سبک هندی سدهٔ ۱۱ ق. است. ظاهراً در سال ۱۰۲۹ ق در اصفهان زاده شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.