پرش به محتوای اصلی
اسیر شهرستانی اسیر شهرستانی

غزلیات ناتمام

شمارهٔ ۳۱۸

دل به زلف او چو بندم بر سر دل چون شوم

همره خضر پریشانی به منزل چون شوم

ذوق آشوب خطر دیوانه ام دارد چو موج

نیستم خس بسته زنجیر ساحل چون شوم

من که از گرم اختلاطی های آتش زنده ام

گر شعوری دارم از یاد تو غافل چون شوم

ادامه‌ی غزلیات ناتمام

  1. شمارهٔ ۳۲۰عاشق و شیدا و مست و لاابالی گشته ایم
  2. شمارهٔ ۳۲۱نیست بیحاصل که خون از چشم تر افشانده ایم
  3. شمارهٔ ۳۲۲مجنون دشت گریه مستانه خودیم
  4. شمارهٔ ۳۲۳جز عشق میی در خم افلاک ندیدیم
  5. شمارهٔ ۳۲۴ای آنکه دل ربوده ای از دلربای ما
  6. شمارهٔ ۳۲۵از بسکه سوخت بی تو دل بیقرار من
  7. شمارهٔ ۳۲۶ز دشمن می‌گریزم دوست می‌آید به جنگ من
  8. شمارهٔ ۳۲۷خنده شیشه رساند زغم آواز به من
همه‌ی غزلیات ناتمام ←

اسیر شهرستانی درباره‌ی اسیر شهرستانی

میرزا جلال‌الدین محمد بن مؤمن اسیر شهرستانی اصفهانی (زاده ۱۰۲۹ ق در اصفهان – درگذشت ۱۰۴۹ ق و به روایتی ۱۰۵۹ ق) از شاعران بزرگ فارسی‌سرای سبک هندی قرن ۱۱ ق. است. میرزا جلال‌الدین، فرزند ارشد میرزا مؤمن از سادات شهرستان - از توابع اصفهان - و از شاعران بزرگ سبک هندی سدهٔ ۱۱ ق. است. ظاهراً در سال ۱۰۲۹ ق در اصفهان زاده شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.