پرش به محتوای اصلی
اسیر شهرستانی اسیر شهرستانی

غزلیات ناتمام

شمارهٔ ۳۲۶

ز دشمن می‌گریزم دوست می‌آید به جنگ من

نمی‌دانم چه در سر دارد این بخت دو رنگ من

نه لاف سینه صافی می‌زنم نی داد بی‌مهری

همین دانم که گلبازی کند با شیشه سنگ من

به صد بیدست و پایی لاف جرأت می‌توانم زد

گریزانم گریزانم که می‌آید به جنگ من

ادامه‌ی غزلیات ناتمام

  1. شمارهٔ ۳۲۸باده در میکده گشت آیینه
  2. شمارهٔ ۳۲۹نخورد به بزم مستان لب شیشه آب بی تو
  3. شمارهٔ ۳۳۰از گلشن زمانه چه گلدسته بسته‌ای
  4. شمارهٔ ۳۳۱سرو بر خویش ببالد که تو رعنا شده ای
  5. شمارهٔ ۳۳۲دلت خندان‌تر از گل چشم گریانم چه می‌پرسی
  6. شمارهٔ ۳۳۳نازکی سیر بناگوشی کسی
  7. شمارهٔ ۳۳۴ساقی سحر است شبچراغی
  8. شمارهٔ ۳۳۵در سر هر مویم از جوش خیالت غلغلی
همه‌ی غزلیات ناتمام ←

اسیر شهرستانی درباره‌ی اسیر شهرستانی

میرزا جلال‌الدین محمد بن مؤمن اسیر شهرستانی اصفهانی (زاده ۱۰۲۹ ق در اصفهان – درگذشت ۱۰۴۹ ق و به روایتی ۱۰۵۹ ق) از شاعران بزرگ فارسی‌سرای سبک هندی قرن ۱۱ ق. است. میرزا جلال‌الدین، فرزند ارشد میرزا مؤمن از سادات شهرستان - از توابع اصفهان - و از شاعران بزرگ سبک هندی سدهٔ ۱۱ ق. است. ظاهراً در سال ۱۰۲۹ ق در اصفهان زاده شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.