پرش به محتوای اصلی
اسیر شهرستانی اسیر شهرستانی

غزلیات ناتمام

شمارهٔ ۳۲۰

عاشق و شیدا و مست و لاابالی گشته ایم

همچو دل از یار پر در خویش خالی گشته ایم؟

زهد،مستی،می کشی تقوی و هستی نیستی

زینت هنگامه صاحب کمالی گشته ایم

ادامه‌ی غزلیات ناتمام

  1. شمارهٔ ۳۲۲مجنون دشت گریه مستانه خودیم
  2. شمارهٔ ۳۲۳جز عشق میی در خم افلاک ندیدیم
  3. شمارهٔ ۳۲۴ای آنکه دل ربوده ای از دلربای ما
  4. شمارهٔ ۳۲۵از بسکه سوخت بی تو دل بیقرار من
  5. شمارهٔ ۳۲۶ز دشمن می‌گریزم دوست می‌آید به جنگ من
  6. شمارهٔ ۳۲۷خنده شیشه رساند زغم آواز به من
  7. شمارهٔ ۳۲۸باده در میکده گشت آیینه
  8. شمارهٔ ۳۲۹نخورد به بزم مستان لب شیشه آب بی تو
همه‌ی غزلیات ناتمام ←

اسیر شهرستانی درباره‌ی اسیر شهرستانی

میرزا جلال‌الدین محمد بن مؤمن اسیر شهرستانی اصفهانی (زاده ۱۰۲۹ ق در اصفهان – درگذشت ۱۰۴۹ ق و به روایتی ۱۰۵۹ ق) از شاعران بزرگ فارسی‌سرای سبک هندی قرن ۱۱ ق. است. میرزا جلال‌الدین، فرزند ارشد میرزا مؤمن از سادات شهرستان - از توابع اصفهان - و از شاعران بزرگ سبک هندی سدهٔ ۱۱ ق. است. ظاهراً در سال ۱۰۲۹ ق در اصفهان زاده شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.