پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۹۸۷

ای گشته خجل از گل روی تو شقایق

حیران شده در نرگس مست تو خلایق

بسیار بگشتیم به هر باغ و ندیدیم

سروی چو قدت رسته در اطراف حدائق

اکنون که چمن رونق گلزار جنان شد

رو بادهٔ گلگون طلب و یار موافق

از دامن خود دست مدار ای دل شیدا

باشد که میسر شودت کشف حقایق

رندی که نهد پا به ره کعبهٔ مقصود

واجب بود اول قدمش ترک علایق

اسرار مرا زاهد مخمور چه داند

دُردی کش میخانه کند حل دقایق

سید سر خود گیر که در عالم وحدت

مجنون همه لیلی شد و عذرا همه وامق

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۹۸۹ای نهان کرده در آن تنگ شکربار نمک
  2. غزل شمارهٔ ۹۹۰گر مشکگ را شکی باشد به یک
  3. غزل شمارهٔ ۹۹۱امشب شب قدر است و بر احباب مبارک
  4. غزل شمارهٔ ۹۹۲سخن نازکان بود نازک
  5. غزل شمارهٔ ۹۹۳شاها کرمی کن و مکن جنگ
  6. غزل شمارهٔ ۹۹۴نقش نقاش است نقش این خیال
  7. غزل شمارهٔ ۹۹۵آفتابی می پرستم لایزال
  8. غزل شمارهٔ ۹۹۶ای دهنت وهم میانت خیال
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.