پرش به محتوای اصلی
سیف فرغانی سیف فرغانی

غزلیات

شمارهٔ ۵۸

دلبری کز لطف گویی بر تنش جان غالبست

حسن بر رویش چو نزهت بر گلستان غالبست

نیکوان را بر بدن غالب بود اوصاف روح

بر بهشتی گرچه تن دارد ولی جان غالبست

ملک سلطانیست او را در جمال و حسن از آن

عشق او بر بنده چون بر ملک سلطان غالبست

آب حیوانست مضمر در لب لعلش ولیک

چون سخن گوید شکر بر آب حیوان غالبست

گرچه در دعوی خوبی ماه را حجت قویست

آفتاب روی او بر وی ببرهان غالبست

ور مرا از وی نداند کس عجب نبود ازآنک

هرکه چیزی دوست می دارد برو آن غالبست

گرچه در انعام عام او تأمل میکنم

بار جای وصل بر من خوف هجران غالبست

چون زنان پوشیده باید داشت از نامحرمان

آنچه از اسرار او بر جان مردان غالبست

سیف فرغانی ز درد عشق او احوال خویش

با گروهی گو که این حالت برایشان غالبست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۰من می‌روم و دلم برِ تست
  2. شمارهٔ ۶۱تا مرا آن ماه تابان دوستست
  3. شمارهٔ ۶۲دل چون بجان نظر فگند جای عشق تست
  4. شمارهٔ ۶۳روز رخت که غره ماه جمال تست
  5. شمارهٔ ۶۴هر کو نه خدمت تو کند در بطالتست
  6. شمارهٔ ۶۵باری گر آمدی و نشد یار از آن تو
  7. شمارهٔ ۶۶طوطی روح که دامش قفس ناسوتست
  8. شمارهٔ ۶۷گرمرا زلفت اوفتد در دست
همه‌ی غزلیات ←

سیف فرغانی درباره‌ی سیف فرغانی

سیف الدین ابوالمحامد محمد الفرغانی از شاعران عالیقدر نیمهٔ دوم قرن هفتم و اوایل قرن هشتم هجری است. وی بعد از خروج از زادگاه خود (فرغانه) مدتی در آذربایجان و بلاد روم و آسیای صغیر به سر برده است. به طوری که از آثار او استنباط می‌شود وی اهل تصوف و عرفان بوده و سالها به کسب کمالات معنوی و سیر و سیاحت پرداخته است. مجموعه...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.