پرش به محتوای اصلی
سنایی سنایی

طریق التحقیق

بخش ۵۲ - فصل فی ذکر القلب والتخلص فی العقل

اندرین ملک پادشاه‌، دلست

در ره سدره بارگاه دلست

کالبد هیچ نیست عین‌، دلست

ساکن «‌بین اصبعین» دلست

قابل نقش کفر و دین است او

تختهٔ مشق مهر وکین است او

قصه جام جم بسی شنوی

واندر آن بیش وکم بسی شنوی

به یقین دان‌که‌جام‌جم‌دل‌توست

مستقر نشاط و غم دل توست

گر تمنا کنی جهان دیدن

جمله اشیا در او توان دیدن

چشم سر نقش آب وگل بیند

آنچه سر است چشم دل بیند

تا زدل زنگ حرص نزدایی

دیدهٔ سر تو بازنگشایی

دیدهٔ دل نخست بیناکن

پس تماشای جمله اشیاکن

چون نشد دیدهٔ دلت بینا

اندرین هفت گنبد مینا،

توچه‌دانی برون زخرگه چیست‌؟

فاعل‌هفت چرخ‌اخضرکیست‌؟

هر چه دارد وجود او امکان

علوی و سفلی و زمان و مکان

هر چه بیرون درون خرگاهست‌

صانع و نقشبندش الله است

در ازل گر به نفس هست انشا

جوهر و جسم و صورت و معنا

ادامه‌ی طریق التحقیق

  1. بخش ۵۴ - فصل فی التسلیملطف او هر که را دلالت داد
  2. بخش ۵۵ - کل یوم هو فی شأناین مثل در زمانه معروف است
  3. بخش ۵۶ - فصل فی البلاعاشقان را غذا بلا باشد
  4. بخش ۵۷ - اذا اراد الله بقوم خیراً ابتلاهم‌، فصل فی الضحی والبکاءتا توانی به خنده لب بگشای
  5. بخش ۵۸ - کَثْرَةُ الضَّحَکِ تُمیتُ القَلْبَبر تو بادا که خیره کم خندی
  6. بخش ۵۹ - فصل فی الصبر والشکرهر که را داد ایزدش توفیق
  7. بخش ۶۰ - الایمان نصفان‌، نصفه صبر ونصفه شکروقت ضر و عنا دل صابر
  8. بخش ۶۱ - فصل فی العافیهدر جهان هر چه هست عاریت است
همه‌ی طریق التحقیق ←

سنایی درباره‌ی سنایی

ابوالمجد مجدود بن آدم متخلص به سنایی شاعر و عارف بزرگ و نامدار نیمهٔ دوم سده پنجم و نیمهٔ اول سدهٔ ششم هجری است. وی در سال ۴۶۳ یا ۴۷۳ هجری قمری در غزنین دیده به جهان گشود. چنان چه از شعر سنایی برمی‌آید، او به تمام دانش‌های زمان خود آگاهی و آشنایی و در برخی تبحر و استادی داشته است. وی در سال ۵۲۵ یا ۵۳۵ هجری قمری در سن ۶...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.