پرش به محتوای اصلی
سنایی سنایی

طریق التحقیق

بخش ۴۳ - اولیاء الله لایموتون ولکن ینتقلون من دار الی دار

هر که در راه عشق گردد مات

در جهان کمال یافت نجات

آنکه از سر عشق باخبرست

دایم ازخورد و خواب برحذر است

و آنکه او شربت محبت خورد

هرگز از نان و آب یاد نکرد

تا زخورد و زخواب کم نکنی

وزطعام و شراب کم نکنی‌،

نتوانی زدن زعشق نفس

بسته مانی در این سرای هوس

تا دلت چشم سربنگشاید

شاهد عشق روی ننماید

بندهٔ عشق لایزالی باش

عاشق چست لاابالی باش

گر زنی دم زصدق معنی زن

خاک در چشم لاف و دعوی زن

دعوی عاشقی کنی وانگه

ترس از جان و سر زهی ابله‌!

چه زنی لاف عاشقی زگزاف‌؟

بر سردار زن چو مردان لاف

آنکه از عاشقان «‌اناالحق» زد

پس بر این ریسمان معلق زد

غیرت حق گرفت دامانش

ریسمان شد زه گریبانش

در ره عشق سوز و دردت کو؟

نفس گرم و آه سردت کو؟

عاشقی راکه شور و شوق بود

دایم از درد عشق ذوق بود

از سرکام نفس برخیزد

از هوا و هوس بپرهیزد

چون تمنای روی دوست کند

حالی آهنگ کوی دوست کند

ادامه‌ی طریق التحقیق

  1. بخش ۴۵ - لا تدرکه الابصار وهو یدرک الابصار، طلب الهدایة والتوفیق بالعمل الصالحای به خود راه خویش گم کرده
  2. بخش ۴۶ - در صفت کبر و عجبخوبرویی تو زشتخوی مباش
  3. بخش ۴۷ - و ان علیک لعنتی الی یوم الدین‌تا توانی به گرد کبر مگرد
  4. بخش ۴۸ - فصل در مذمّت مرائی و ریائیصفت آنکه داردش حق دوست
  5. بخش ۴۹ - اَلَّذینَ یَذْکُرونَ اللهَ قیاماً و قُعوداً وَ عَلَی جُنوبِهِم‌ْباش پیوسته با خضوع و بکا
  6. بخش ۵۰ - شرف المؤمن استغناؤه عن الناسجهد آن کن که سرفراز شوی
  7. بخش ۵۱ - فصل فی ترک الدنیا والاعراض عنهای سنایی‌ زجسم و جان بگسل!
  8. بخش ۵۲ - فصل فی ذکر القلب والتخلص فی العقلاندرین ملک پادشاه‌، دلست
همه‌ی طریق التحقیق ←

سنایی درباره‌ی سنایی

ابوالمجد مجدود بن آدم متخلص به سنایی شاعر و عارف بزرگ و نامدار نیمهٔ دوم سده پنجم و نیمهٔ اول سدهٔ ششم هجری است. وی در سال ۴۶۳ یا ۴۷۳ هجری قمری در غزنین دیده به جهان گشود. چنان چه از شعر سنایی برمی‌آید، او به تمام دانش‌های زمان خود آگاهی و آشنایی و در برخی تبحر و استادی داشته است. وی در سال ۵۲۵ یا ۵۳۵ هجری قمری در سن ۶...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.