پرش به محتوای اصلی
سنایی سنایی

طریق التحقیق

بخش ۴۲ - فصل در صفت عشق و محبت

گر حیات ابد همی‌خواهی

خیز و با عشق جوی همراهی

رو، دم از عشق زن‌ که‌ کار این است

رهروان را بهین شعار این است

به زبان سرّ عشق نتوان گفت

آنچنان دُر به گفت نتوان سفت

هر چه گویی گر «آن‌چنان باشد»

صفت عشق غیر از آن باشد

عشق را عین و شین و قاف مدان

بلکه سرّی‌ست در سه حرف نهان

سخن سرّ عشق کار دلست

عشق پیرایه و شعار دلست

عاشقی قصه و حکایت نیست

عشق‌بازی در این ولایت نیست

عالم عشق عالم دگر است

پایهٔ عشق از این بلندتر است

کی به هر مسکنی کند منزل

تا بود میل او به عالم گل

عشق در هر وطن فرو ناید

حجرهٔ خاص عشق‌، دل باید

مرکب عشق سخت تیزرو است‌

هر زمانیش منزلی ز نو است

هر که با عشق هم‌عنان باشد

منزلش زآن سوی جهان باشد

دل که از بوی عشق بی‌رنگ است

نه دلست آن که پارهٔ سنگ است

به زبان قال و قیل عشق مگوی

خیز و دل را به آب صدق بشوی

دل ز خبث هوا نمازی کن

چون شدی پاک عشق‌بازی کن

عشقبازی (است‌) و عشق بازی‌ نیست

هوسی به ز عشقبازی نیست

ادامه‌ی طریق التحقیق

  1. بخش ۴۴ - فصل در اثبات رؤیت الله تعالیمرکب جهد زیر ران آرد
  2. بخش ۴۵ - لا تدرکه الابصار وهو یدرک الابصار، طلب الهدایة والتوفیق بالعمل الصالحای به خود راه خویش گم کرده
  3. بخش ۴۶ - در صفت کبر و عجبخوبرویی تو زشتخوی مباش
  4. بخش ۴۷ - و ان علیک لعنتی الی یوم الدین‌تا توانی به گرد کبر مگرد
  5. بخش ۴۸ - فصل در مذمّت مرائی و ریائیصفت آنکه داردش حق دوست
  6. بخش ۴۹ - اَلَّذینَ یَذْکُرونَ اللهَ قیاماً و قُعوداً وَ عَلَی جُنوبِهِم‌ْباش پیوسته با خضوع و بکا
  7. بخش ۵۰ - شرف المؤمن استغناؤه عن الناسجهد آن کن که سرفراز شوی
  8. بخش ۵۱ - فصل فی ترک الدنیا والاعراض عنهای سنایی‌ زجسم و جان بگسل!
همه‌ی طریق التحقیق ←

سنایی درباره‌ی سنایی

ابوالمجد مجدود بن آدم متخلص به سنایی شاعر و عارف بزرگ و نامدار نیمهٔ دوم سده پنجم و نیمهٔ اول سدهٔ ششم هجری است. وی در سال ۴۶۳ یا ۴۷۳ هجری قمری در غزنین دیده به جهان گشود. چنان چه از شعر سنایی برمی‌آید، او به تمام دانش‌های زمان خود آگاهی و آشنایی و در برخی تبحر و استادی داشته است. وی در سال ۵۲۵ یا ۵۳۵ هجری قمری در سن ۶...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.